|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به گذر زمان و از دست رفتن جوانی و زیباییهای زندگی اشاره میکند. او با حسرت میگوید که دنیا و جوانیاش سپری شده و گلها و زیباییها نیز از بین رفتهاند. در نهایت، او پیشبینی میکند که پس از مرگش دوستانش افسوس خواهند خورد که دیگر از سخنان شیرین او خبری نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دنیا و جوانی گذشت و نیز زیباییهای طبیعت مانند گل نسرین و درخت سرو و یاسمن از بین رفتند.
هوش مصنوعی: پس از من دوستان خواهند گفت: «ای کاش فایز، آن سخنگوی خوشزبان دیگر در میان ما بود.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملک سوی وثاق خویشتن رفت
ز ملک مصر تا بیت الحزن رفت
نگوید کس که مردی در کفن رفت
بدین مردانگی کان شیرزن رفت
چنان آسان سوی لب جان زتن رفت
که گفتی از زبان بر دل سخن رفت
به زاری آنچنان از خویشتن رفت
که گویی مرغ روحش از بدن رفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.