|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس ناامیدی و اندوه ناشی از رفتن معشوق اشاره میکند. معشوق که زمانی باعث خوشحالی بوده، اکنون باعث زحمت و خجالت شده است. شاعر از گذر عمر و عدم بازگشت معشوق و همچنین اثرات منفی این جدایی بر روی دلش سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که این درد و داغ، تا ابد همچنان باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در شبهای روشن، مه پیش روی تو کمرنگ و محو شده است و ستارهی سهیل از نگاه تو شرمنده و خجالتزده است.
هوش مصنوعی: حیات و عمر انسان مثل آبی است که از دستش میرود و برنمیگردد. فایز میگوید که تا ابد دلتنگ و افسرده خواهد بود، زیرا زمان بیرحمانه سپری میشود و دیگر قابل برگشت نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی خورشید در برج حمل شد
یکی در خانه میر اجل شد
از آن خورشید صحرا پر حلل شد
وزین خورشید دولت بی خلل شد
از آن بستان پر از مشگین کلل شد
[...]
چو از بیطاقتی شوریدهدل شد
از آن گستاخروییها خجل شد
ز صدق و سوز او شه نرم دل شد
چه میگویم ز اشکش خاک گل شد
چه مشکلها که آن از صبر حل شد؟
چه تلخی کان بشیرینی بدل شد؟
بعسرت جمله نعمتها بدل شد
ز تنگی سفره مردم بغل شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.