زائر خانه حق دردکشان
از حرم پیرمغان میآید
بسته زنار و گسسته تسبیح
دل و دین داده به جان میآید
رو نهاده است به اسلام ز کفر
هر قدم شکرکنان میآید
تا کند چهره ز می گلناری
طلب هر دو جهان میآید
به بر پیر مغان مژده برید
شیخ ما نعرهزنان میآید
بس که از چرخ جفا دیده به عجز
پیش ساقی به امان میآید
عمر را کرده به تقوی ضایع
این دم افسوسکنان میآید
داده سجاده برهمن می ناب
شحنه را طعنهزنان میآید
میرسد مست نگه کن خاقان
دل و دین داده چه سان میآید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زائرانی میپردازد که با درد و غم به حرم پیر مغان نزدیک میشوند و در حالی که نذرهای خود را به همراه دارند، از کفر به اسلام روی میآورند. این زائران با شکرگزاری در هر قدم، طلب بخشش و رحمت میکنند و در جستجوی معانی عمیق زندگی هستند. در این میان، چهرهای گلناری از می به تصویر کشیده میشود که نمایانگر دوست داشتن و جستجوی عشق الهی است. شاعر به مژده آمدن شیخ و نالهاش اشاره میکند و به نشان دادن بیپناهی و استغفار انسان در برابر سختیهای زندگی میپردازد. در نهایت، به حالتی از مستی و حال و هوای عمیق روحی اشاره دارد که زائر با دل و دین علیرغم دردی که کشیده، به حرم میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دل رفته نشان میآید
بوی آن جان و جهان میآید
نعره و غلغله آن مستان
آشکارا و نهان میآید
گوهر از هر طرفی میتابد
[...]
نام لبت چون به زبان میآید
آب حیاتم به دهان میآید
هر نفسی پیش لب جانبخشت
خضر به دریوزهٔ جان میآید
رخش جفا بر سر ما میرانی
[...]
اینک آن سرو روان میآید
اینک آن جان جهان میآید
مژده ای دل آفت طلبم
اینک آن آفت جان میآید
ای کهنپیر محبت خوش باش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.