زائر خانه حق دردکشان
از حرم پیرمغان میآید
بسته زنار و گسسته تسبیح
دل و دین داده به جان میآید
رو نهاده است به اسلام ز کفر
هر قدم شکرکنان میآید
تا کند چهره ز می گلناری
طلب هر دو جهان میآید
به بر پیر مغان مژده برید
شیخ ما نعرهزنان میآید
بس که از چرخ جفا دیده به عجز
پیش ساقی به امان میآید
عمر را کرده به تقوی ضایع
این دم افسوسکنان میآید
داده سجاده برهمن می ناب
شحنه را طعنهزنان میآید
میرسد مست نگه کن خاقان
دل و دین داده چه سان میآید