نیست بر عاشق بیدل نظرش
نظری جانب حسرت نگرش
سرو من گل ثمر اورده ببین
نرسد دست خزان بر ثمرش
جان به لب آمده ای کاش دمی
به لب آرم لب همچون شکرش
خاک راهی که بر او میگذرد
شود اکشیر گر افتد نظرش
کمر قتل دو عالم بسته
نرسد دست کسی بر کمرش
گر رسیدی به وصالت یعقوب
رفتی از یاد غم صد پسرش
بخت آن روز هم آغوشم بود
ای خوش آن روز که بودم به برش
چاک شد سینه خاقان از غم
عشق این است عزیزان ثمرش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی میپردازد و از عدم توجه معشوق به عاشق سخن میگوید. او با اشاره به زیبایی و شکوفایی عشق، از حسرت و ناکامی خود در رسیدن به معشوق مینالد. همچنین، شاعر احساساتی مانند غم و سرخوشی را در کنار هم به تصویر میکشد، و عشق را به عنوان یکی از تلخترین و شیرینترین تجربیات زندگی خود معرفی میکند. در نهایت، او به یادآوری خاطرات شیرین اشاره میکند و از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سینش از کنگره طارم عرش
قیرگون سایه به کافوری فرش
مادرش کوفت دو دستی بهسرش
فحش باربد به جد و پدرش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.