ای غمت مونسم به تنهایی
چارهای نیست جز شکیبایی
زینت و زیور همه عالم
به چه زیور تو خویش آرایی
در میان بشر به تو زیبد
دعوی واحدی و یکتایی
گشته مشهور در گلستانها
همچو بلبل دلم به شیدایی
نرساند خدا اگر باشد
جز وصال توام تمنایی
سالها شد که در سرم جانا
جز خیال تو نیست سودایی
داد خاقان به بوسهای جان را
خوشتر از این نکرد سودایی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.