هر صبح مینالم ز غم هر شام زاری میکنم
وز دیده خونبار خود صد چشمهساری میکنم
در هر چمن هر چشمه چون بیتو نبینم دم به دم
از زندهرود دیدهام صد دجله جاری میکنم
هر جا که بینم بلبلی مینالد از هجر گلی
او را به افغان هر نفس امداد و یاری میکنم
یک بار تیرت گر رسد بر دل من این یک زخم را
آن قدر کاوش میکنم تا زخم کاری میکنم
خاقان به جانان گفت غیر پیشت کجا و من کجا
او خاکساری میکند من جانسپاری میکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.