هر صبح مینالم ز غم هر شام زاری میکنم
وز دیده خونبار خود صد چشمهساری میکنم
در هر چمن هر چشمه چون بیتو نبینم دم به دم
از زندهرود دیدهام صد دجله جاری میکنم
هر جا که بینم بلبلی مینالد از هجر گلی
او را به افغان هر نفس امداد و یاری میکنم
یک بار تیرت گر رسد بر دل من این یک زخم را
آن قدر کاوش میکنم تا زخم کاری میکنم
خاقان به جانان گفت غیر پیشت کجا و من کجا
او خاکساری میکند من جانسپاری میکنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و زاری خود میگوید و از عشق معشوق مینالد. او هر روز از غمخود ناله میکند و عشقش را با هر اشک و درد نشان میدهد. در ادامه، تصویرهایی از حیات را به کار میبرد و میگوید که غیبت معشوق او را از زیبایی دنیا دور کرده است. شاعر همچنین خود را در مقام فدایی معشوق معرفی میکند و میگوید که حاضر است جان خود را برای عشق فدای کند. در نهایت، عواطف عمیق و فداکاری عاشقانه خود را به تصویر میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.