سرمه بر آن چشم شهلا کردهاند
فتنهای خوابیده برپا کردهاند
مهر تو در سینه من بافتند
گنج در ویرانه پیدا کردهاند
نه تو را او خویش را اهل هوس
عشق را بدنام و رسوا کردهاند
جمله در وصلت مهیا میشود
آن چه در عالم مهیا کردهاند
بر دلت تاثیر از آه و ناله نیست
خلقتش از سنگ خارا کردهاند
روی تو از جعد پر خم یا ز جاه
ماه نخشب آشکارا کردهاند
روز عالم شد سیه تا روی تو
آفتاب عالمآرا کردهاند
شرح جور نیکوان از ماه پرس
کی توان گفت آن چه با ما کردهاند
کین غیر و مهر او دارم عجب
در دل خاقان چه سان جا کردهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.