باده از رطل گران خوردهای و نوشت باد
پند بیهودهٔ زهّاد فراموشت باد
شکر لله که تو از زحمت تقوی رستی
خلعت پیرمغان زیب بر و دوشت باد
باده نوش و غم بیهوده ایّام مخور
ساقی سیمبدن زینت آغوشت باد
چاک زن جامهٔ تقوی و برو دیر مغان
فکر و اندیشهٔ آن سرو قباپوشت باد
آن سبویی که ز میخانه به دوشت بردند
دارم امید که تا روز جزا دوشت باد
ای خردمند هنرپیشه نصیحت بشنو
پند خاقان چو گوهر در صدف گوشت باد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مدح و ستایش میپردازد و به این نکته اشاره میکند که باده نوشی و لذت بردن از زندگی بهتر از به سبک زهاد و ریاضت زیستن است. او از معشوق میخواهد که از تعالیم بیهوده رها شود و زیباییهای زندگی را در آغوش بگیرد. همچنین به او توصیه میشود که به جای دنبال کردن محدودیتهای تقوا، از شادی و لذتهای دنیوی بهرهبرداری کند و پند و اندرز دیگران را با دقت بشنود، که میتواند به او راهنمایی کند. شاعر در نهایت به امید اینکه معشوق در روز قیامت مورد لطف و رحمت قرار گیرد، تأکید میکند که هنر زندگی در لذتبردن از آن نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.