گنجور

 
فتحعلی‌شاه

باده از رطل گران خورده‌ای و نوشت باد

پند بیهوده زهاد فراموشت باد

شکر لله که تو از زحمت تقوی رستی

خلعت پیرمغان زیب بر و دوشت باد

باده نوش و غم بیهوده ایام مخور

ساقی سیم بدن زینت آغوشت باد

چاک زن جامه تقوی و برو دیر مغان

فکر و اندیشه آن سرو قباپوشت باد

آن سبویی که ز می‌خانه به دوشت بردند

دارم امید که تا که تا روز جزا دوشت باد

ای خردمند هنرپیشه نصیحت بشنو

پند خاقان چو گهر در صدف گوشت باد

 
 
از گنجینهٔ گنجور دیدن کنید!