خِوی از آن سیمبدن میریزد
از صدف درّ عدن میریزد
وه چه رفتار که در هر قدمی
ناز در صحن چمن میریزد
خاک نعلین تو را گر ببرند
به خَتا مشک ختن میریزد
بس که داغ تو به دل جا کرده
لاله از جیب کفن میریزد
عشق هر جا که نهالی بنشاند
بارش از دیدهٔ من میریزد
تا سهیل رخ تو کرده طلوع
از ذقن سیب یمن میریزد
گذری گر به حرم جلوهکنان
از در و بام وثن میریزد
در غم هجر ببین کز دل من
دشنهٔ پورِ پشن میریزد
معجز حسن نگه کن خاقان
مشک تر، برگ سمن میریزد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با توصیف زیباییهای محبوبش، حالات خود را از عشق و دلتنگی بیان میکند. او از ناز و لطافت چهره محبوب میگوید و تأثیر آن بر دل و جانش را با شواهدی شاعرانه به تصویر میکشد. همچنین به درد فراق و عواطف عمیق ناشی از آن اشاره میکند و زیباییهای محبوب را در قالب جلوههای طبیعی و مقدس توصیف میکند. عشق او شدید و پراحساس است و به وضوح نشان میدهد که چگونه حضور محبوبش بر همهچیز تأثیر میگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.