تیر تو بر دل رسید جان مرا شاد کرد
صید به جان آمده از قفس آزاد کرد
کرد به یک غمزهای سینه من چاک چاک
خنجر مژگان تو این همه بیداد کرد
بر دلت ای سنگدل ناله اثر کی کند
کوه ز افغان من ناله و فریاد کرد
شد چو خرامان به باغ سرو خرامان من
منفعل از قد خویش قامت شمشاد کرد
زاهد و منع ای صنم در همه دیر و حرم
جز به تو کی راز گفت جز ز تو کی یاد کرد
بار غمت را به دوش میکشم و میروم
یاور من کس نشد دل به من امداد کرد
چند کشین ای شهان منت شیرین لبان
پشه عاشق تمام تیشه فرهاد کرد
موسی عمران نشد لایق پیغمبری
تا نه به جان چند سال خدمت استاد کرد
صید چو خاقان گرفت از سر قتلش گذشت
این همه آه و فغان از غم صیاد کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.