بس که مهر تو ای صنم دیده است
دلم از افتخار بالیده است
ور نه شاهی به خانهٔ درویش
حیرتم من چگونه گنجیده است
شاهباز محبتت چون جغد
دل ویرانهام پسندیده است
سر فرو ناورد به چرخِ برین
هر که دور سر تو گردیده است
هر که نرد محبتت بازد
با همه کائنات برچیده است
نکند میل چشمهٔ حیوان
آن که می از کف تو نوشیده است
جلوه گر صد پری کند، خاقان
چشم از غیر یار پوشیده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز محبت و شگفتی خود از زیبایی و جذبه معشوق میپردازد. او با ذکر تصویرهایی مانند شاه و درویش، به تفاوت طبقاتی اشاره کرده و میگوید که عشق به معشوق همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین از قدرت عشق میگوید که میتواند دل و زندگی را دگرگون کند و در برابر جمال معشوق، چشمپوشی از دیگران را بیان میکند. در نهایت، به روابط عمیق و تأثیرگذار عشق و محبت اشاره میکند که همه چیز را تحتالشعاع قرار میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لیک این حال بر تو پوشیده است
سرت از بند من بگردیده است
خوش زبانی ز کلک او دیده است
لیقه بر خود عبث نپیچیده است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.