دلبرا نوبت دلداریهاست
صنما وقت وفاداریهاست
برد لیلیوشی از من دل و جان
ای جنون نوبت سرشاریهاست
یار رفت از بر و ماندم مهجور
بخت هی وقت مددکاریهاست
یار با غیر به می خوردن شد
باز دل نوبت خونخواریهاست
میدهد باده ز لعل لب خود
میکشان اول هشیاریهاست
یار امشب به برت میآید
دیده هی نوبت بیداریهاست
شده خاقان ز فراقش بیمار
دوستان وقت پرستاریهاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
طلب عفو گنهکاریهاست
بر در لطف عفو زاریهاست
یار هی نوبت دلداریهاست
بخت هی وقت مددکاریهاست
یار سرمست ز در میآید
عقل هی نوبت هشیاریهاست
بهر ایثار نثار جانان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.