گنجور

 
فتحعلی‌شاه

یار هی نوبت دلداری‌هاست

بخت هی وقت مددکاری‌هاست

یار سرمست ز در می‌آید

عقل هی نوبت هشیاری‌هاست

بهر ایثار نثار جانان

دیده هی وقت گهرباری‌هاست

یار سرمست و رقیبان بی‌هوش

عشق هی نوبت طراری‌هاست

یار دارد سر قتل اغیار

تیغ هی نوبت خون‌خواری‌هاست

دل بیمار ز خاقان بردی

دوست هی وقت پرستاری‌هاست

 
 
پرسش‌های پرتکرار
فتحعلی‌شاه

دلبرا نوبت دلداری‌هاست

صنما وقت وفاداری‌هاست

برد لیلی‌وشی از من دل و جان

ای جنون نوبت سرشاری‌هاست

یار رفت از بر و ماندم مهجور

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه