گنجور

 
فتحعلی‌شاه

گر به خنجر می‌زند هیچش مگو

درد می‌خواهد دلم درمان مجو

بعد مردن بر در پیر مغان

در خراباتم به می ده شست‌وشو

مال و جان در راه او ایثار کن

لن تنالوا البر حتی تنفقو

همچو نقش دو عیون احول است

در نظر هر چیز کآید غیر او

روز وصلت محنت شب‌های هجر

با سر زلفت بگویم مو به مو

از در خود سوی فردوسم مران

در به در تا کی روم ای ماه‌رو

ساقیا برخیز و از یک جرعه می

دفتر تقوی خاقان را بشو

 
 
نسکبان اندروید
ناصرخسرو

چون فروماندی ز بد کردار خویش

پارسا گشتی کنون و نیک خو

آن مثل کز پیش گفتند، ای پسر،

من به شعر آرم کنون از بهر تو

گند پیری گفت که‌ش خردی بریخت

[...]

میبدی

هموم رجال فی امور کثیرة

و همّی من الدنیا صدیق مساعد

هر کسی محراب دارد هر سویی

باز محراب سنایی کوی او

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از میبدی
مولانا

ای بکرده رخت عشاقان گرو

خون مریز این عاشقان را و مرو

بر سر ره تو ز خون آثار بین

هر طرف تو نعره خونین شنو

گفتم این دل را که چوگانش ببین

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۶۳۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

خویشتن مشغول گردانم بدو

ور سنان انصاف بستانم از و

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه