آن که جان بر تو فشاند ز دل ای یار منم
آن که در پیش تو پیشش از همه شد خوار منم
از غم هجر تو هر شام به کویت تا صبح
آن که خون گرید و نالد ز دل زار منم
چه خبر داری از این درد جگرسوز دلم
خفته در بستر نازی تو و بیدار منم
همچو خاقان شب هجران تو با آه و فغان
پاسبان خفته و در کوی تو بیدار منم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.