سینه خویش هدف ساخته تیر توییم
با خبر باش که ما کشته شمشیر توییم
تیغ بر کف همه دم چشم به ره بهر کهای
خون ما منتظران ریز که نخچیر توییم
دل ما بردهای شوخ ستمگر رحمی
ما همه دلشدگان بسته زنجیر توییم
به نگاهی دل ویران شدگان کن آباد
ما خرابیم که محتاح به تعمیر توییم
گفت خاقان به یکی شوخ سیه چشم که ما
قد کمان ساخته چون پیر پی تیر توییم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.