ماه تابان است طالع گشته این یا آفتاب
یا برافکند از رخ چون ماه ماه من نقاب
سوختم از وصل چون آن مه درآمد از درم
گوییا خورشید آمد در کنارم بیحجاب
احتیاج ساقی و میخانه و خمار نیست
نیست مستی در جهان خوشتر ز ایام شباب
مرغ دل از دام زلفت چون تواند شد رها
هست در هر حلقه از زلف تو صد پیچ و تاب
من نه تنها پایبند زلف مشکین توام
طره طرار تو دام ره شیخ است و شاب
قامتم چون چنگ و افغانم رباب از هجر دوست
چون گشاید دل مرا از ناله چنگ و رباب
مردم از می مست میباشند و خاقان مست وی
عاشقان از عشق مست و میگساران از شراب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.