گنجور

 
فتحعلی‌شاه

هستی تو به زیر چرخ اطلس

بر خلعت دلبری ملبس

باشد چو گهر نهان بخارا

اندام تو در قبای اطلس

وصف تو چه سان کنم که باشند

در وصف تو کائنات اخرس

تو یار کسان و من شنیده

در عشق تو طعن ناکس و کس

آن جان جهان روان شد از پیش

جان دو جهان فتادش از پس

کی گل به رخت شود مقابل

با گل نکند برابری خس

آسوده ز درد هجر خاقان

در سایه آن نهال نورس

 
 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
میبدی

اری لهم ما قد اری لنفسی

ان یتبعوا خیر قبیل الانس‌

برهانه مثل شعاع الشّمس

یبعث من مکّة دار الحمس‌

جمال‌الدین عبدالرزاق

ای دستکش تو این مقرنس

وی دستخوش تو این مقوس

ای خاشکدانت سقف ازرق

وی شادروانت چرخ اطلس

چون روح ز عیب ها منزه

[...]

سعدی

امروز جفا نمی‌کند کَس

در شهر مگر تو می‌کنی بس؟

در دام تو عاشقان گرفتار

در بند تو دوستان مُحَبَّس

یا مُحْرِقَتي بِنارِ خَدٍّ

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه