شنیدهام که به جان بسته یار قیمت بوس
هزار جان به تنم نیست صد هزار افسوس
ز سوز عشق تو دل در درون سینه من
عیان به خلق جهان همچو شمع در فانوس
به سینه ناله دل با خیال روی بتان
کلیسیای فرنگ است و ناله ناقوس
تو ای جوان چه بلایی که با دل پیران
خدنگ غمزه تو کرده کار خنجر طوس
قد چو سرو علم کن به جلوه کز ره ناز
شکست جلوه قد تو جلوه طاووس
کمند طره تو طوق گردن خسرو
غبار موکب تو زیب افسر کاووس
نهاده پادشهان سر به درگه خاقان
چرا که یافته از یار رخصت پابوس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.