بکش تیغ و بکش زارم مکن پروا تو ای دلبر
نخواهد خونبهایم از تو کس در عرصه محشر
روی چون از بر من میرود جان من ای جانان
چه سود از عمر بیپایان نباشی چون توام در بر
چه باک از کشتنم باشد به دست شوخ بیباکی
حیات است این که آمد از برای کشتنم بر سر
تمام عمر خود را صرف کردم از پی وصلش
خوش آن روزی که آن دلبر درآید ناگهم از در
شبی خواهم به سر بردن به کوی آن پری خاقان
که در کویش دمی بودن ز عمر جاودان بهتر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.