ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
چمن به ناله درآید اگر نسیم شوم
مشام خواهش مجنون شود زکام ابد
به چین طره لیلی اگر شمیم شوم
عذار شعله ایمن به دود اندایند
اگر ز سعی قبول ازل کلیم شوم
نیاز سر به گریبان کشد چو غنچه به ننگ
اگر چو ابر در این گلستان کریم شوم
لبم به شیر مرادی زمانه تر نکند
مسیح گردم ازین مادر ار یتیم شوم
اگر نه عمر عزیزم چرا درین بازار
به هرزه پیش فروش امید و بیم شوم
مرا بسوخت غرور کرم فصیحیوار
دو روز رخصت عشق ار بود ائیم شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به احساسات عمیق و دردهایی که از جدایی و عشق ناشی میشود، اشاره میکند. او به زیبایی و لطافت عاطفی پرداخته و بیان میکند که اگر در کنار معشوق باشد، همه چیز دگرگون میشود. او از اشک و ناله به عنوان نشانههای وابستگی به معشوق یاد میکند و از حالت مجنون و درد عشق سخن میگوید. شاعر همچنین به تضاد بین عمر گرانبها و بیخود شدن در عشق اشاره میکند و با حسرت از گذر زمان و عشق ناکام خود میگوید. در نهایت، او آروز دارد تا خالص و شریف باشد و از غرور و خودخواهی فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر من همدم شما شوم، آنقدر گریه میکنم که همه جا پر از اشک شود و اگر نسیم به وزیدن درآید، باغ هم نالهزنان به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: بوی دلخواه لیلی اگر به مشام مجنون برسد، او همیشه دچار حسرت و آرزو خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و جذابیت من باعث ایجاد آتش و دود شود، این را به خاطر تلاش و کوشش برای پذیرش و محبوبیت از آغاز خلق، تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی نیازم به من فشار میآورد، مانند غنچهای که در خجالت فرو میرود، اگر بتوانم مانند ابر در این باغ پرنعمت حضور پیدا کنم، در آن صورت آرام خواهم شد.
هوش مصنوعی: اگر لبم به شیر مرادی به هم نرسد، میتوانم به مقام مسیحیت دست یابم، حتی اگر یتیم شوم.
هوش مصنوعی: اگر عمر باارزش من نبود، چرا باید در این بازار پر از شک و ناامیدی به راحتی امیدها و ترسهایم را به دیگران بفروشم؟
هوش مصنوعی: غرور و خودخواهی من مانند آتش مرا سوزاند. اگر دو روز به من اجازه بدهند که در عشق رخصت بگیرم، به چه سرنوشتی دچار خواهم شد!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
شکفتگی نکند گل اگر نسیم شوم
بس است جوهر ذاتی مرا، نه آن گهرم
که گر صدف برود از سرم یتیم شوم
دم مسیح درین گلستان گرانجان است
[...]
چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
وگر به بزم بزرگان رسم، حکیم شوم
شوند لاله و گل چون چراغ روگردان
ز من، به گلشن ایام اگر نسیم شوم
گدای را به گدای دگر شدن محتاج
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.