چند ای شوق طواف در و بام تو کنم
آه را دودکش شعله خام تو کنم
چشم گردم همه و نقش جمالت بینم
گوش گردم همه و یاد کلام تو کنم
در قدح جوشم و عکس لب لعلت دزدم
در صراحی شوم و سجده جام تو کنم
چون گدایی که نهد کاسه دریوز به کف
گوش بردارم و دریوزه نام تو کنم
دوش میگفت فصیحی ز غم ما مخروش
ورنه این نوش به یک خنده حرام تو کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به عشق و شوق خود نسبت به معشوق میپردازد. او تمایل دارد مکرراً دور و بام محبوب را طواف کند و احساساتش را با آتش عشقش بیان کند. چشم و گوش خود را به زیبایی معشوق و کلام او اختصاص میدهد و در نوشیدن شراب، یاد لبهای او را در نظر دارد. او مانند گدایی که برای طلب کمک دست به سوی معشوق دراز میکند، نام محبوب را با گوش جان میشنود. در پایان، شاعر به مضطرب بودنش اشاره میکند و میگوید که میتواند یک لبخند از معشوق را بهعنوان نعمت بزرگتر از آنچه که است، تحسین کند.
هوش مصنوعی: بینهایت مشتاقم که دور در و بام تو بچرخم و احساساتم را مانند دود شعلههای تو به آرامی رها کنم.
هوش مصنوعی: چشمم را به دور میچرخانم و زیبایی تو را میبینم، گوشم را به اطراف میسپارم و یاد سخنان تو میکنم.
هوش مصنوعی: درون جام میجوشم و تصویر لب زیبایت را میدزدیدم، در ظرف شراب قرار میگیرم و به جام تو سجده میکنم.
هوش مصنوعی: مثل گدایی که کاسهاش را برای درخواست کمک در دست دارد، من هم گوشام را آماده میکنم تا نام تو را با خود ببرم و از تو یاری بخواهم.
هوش مصنوعی: دیروز کسی سخن میگفت و از غم ما مینالید، اگر تو در این حالت از من نشانی ندهی، من این شربت را با یک لبخند تو حرام میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.