گنجور

 
فصیحی هروی

فردوس ساز کلبه پردود آتشم

باری اگر زیان خودم سود آتشم

سوزم مدام و شعله دودم پدید نیست

الماس ریشهای نمک‌سود آتشم

از بس که شعله دوش ثنای دلم سرود

پنداشت شوق دوست که معبود آتشم

خار ترم که تازه ز باغم دروده‌اند

محروم بوستانم و مردود آتشم

در دوزخم فکنده فصیحی غم و هنوز

داغ سیاه‌خانه پر دود آتشم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم

یارب چه بود مصلحت از بود آتشم؟

پروانه مرا به چراغ احتیاج نیست

چون کرم شبچراغ زراندود آتشم

آسوده اند سوختگان از گداز عشق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه