فردوس ساز کلبه پردود آتشم
باری اگر زیان خودم سود آتشم
سوزم مدام و شعله دودم پدید نیست
الماس ریشهای نمکسود آتشم
از بس که شعله دوش ثنای دلم سرود
پنداشت شوق دوست که معبود آتشم
خار ترم که تازه ز باغم درودهاند
محروم بوستانم و مردود آتشم
در دوزخم فکنده فصیحی غم و هنوز
داغ سیاهخانه پر دود آتشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و داغی ناشی از آن است. شاعر خود را به عنوان فردی توصیف میکند که در کلبهای پر از دود و آتش زندگی میکند و این آتش نماد عشق یا اشتیاق اوست. او از درد و رنجی که ناشی از دوری و جدایی از معشوق است، صحبت میکند و احساس میکند که در میان آتش عشق خود سوخته و تنها مانده است. همچنین بیانگر این است که با وجود این آتش و درد، هنوز شوق و محبت به معشوق در دل او شعلهور است. شاعر به نوعی حسرت و غم را در قلب خود تجربه میکند و از محرومیتهایش صحبت میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه کلبهام پوشیده از دود است و شرایط خوبی ندارد، اما با این حال سعی میکنم آن را به بهشت تبدیل کنم، زیرا حتی اگر برای من زیانبار باشد، از آتش خودم سود میبرم.
هوش مصنوعی: دائم در حال سوختن هستم و شعلههای آتش من، هیچ نشانی از خود به جا نمیگذارند. با این حال، مانند الماسی هستم که از نمک آسیب دیده و آتش درونم را نمایان میسازد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دلم در وصف دوست خیلی شعله ور شده، حس کردم که شوق او مانند آتش درونم است.
هوش مصنوعی: من مانند خاری هستم که تازه از باغ جدا شدهام، از گلستان محروم و از آتش هم طرد شدهام.
هوش مصنوعی: در جهنم من، غم و اندوهی عمیق وجود دارد و هنوز هم آن درد و عذاب، مانند دودی از آتش، در زندگیام حس میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
یارب چه بود مصلحت از بود آتشم؟
پروانه مرا به چراغ احتیاج نیست
چون کرم شبچراغ زراندود آتشم
آسوده اند سوختگان از گداز عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.