گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
ور خون جگر باده شود جام نگیرم
بادم که به گل نیست مرا تاب نشستن
در باغ درون آیم و آرام نگیرم
از بس که مرا داغ تو با برگ و نوا ساخت
عمر ابد از آب خضر وام نگیرم
کوته نظرم گرنه چو خورشید جمالت
فیض سحر از قافله شام نگیرم
دامیست فصیحی ز نفس بافته عمرم
چون صید غم و غصه بدین دام نگیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر ابراز احساسات عمیق شاعر است که به غم و درد ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر میگوید اگرچه زیباییهای دنیا وجود دارد، اما در دلش غمی بزرگ وجود دارد که مانع از لذت بردن او از زندگی میشود. او از زندگی به عنوان دام غم و اندوه صحبت میکند و به روشنی نشان میدهد که حتی زیباییها و شیرینیهای زندگی نمیتوانند او را از غم دور کنند. در نهایت، شاعر به عمق درد و احساس ناامیدیاش اشاره میکند و بیان میکند که نمیتواند از این غم رهایی یابد.
هوش مصنوعی: اگر معشوق به گونهای غمانگیز ظاهر شود، از لذت بردن دست میکشم و حتی اگر رنج دل من به شراب بدل شود، باز هم جام نمیگیرم.
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که در باغ نمیتوانم بمانم و درون باغ میآیم اما آرامش نمییابم.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت عشق و داغی که از تو در دل دارم، حتی اگر به من عمر ابدی هم بدهند، باز هم از آب خضر استفاده نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر از کوته نظری من باشد، نباید به جلال و زیبایی تو که مانند خورشید است، حسودی کنم یا از قافله خوشبختی و زیبایی دور باشم.
هوش مصنوعی: زندگیام همچون دام و تلهای است که از حرفها و سخنان خودم بافتهام. من به خاطر غم و اندوه، فریب این دام را نخواهم خورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.