دل از ولایت غم بار بسته میآید
چو موج بر سر طوفان نشسته میآید
کسی که لب به سراغی نسوخت کیداند
که کار بال ز پای شکسته میآید
بیا به طور و همه گوش شو که شاهد حسن
ز ناله «ارنی» پرده بسته میآید
شهید رسم دیاری شوم که بعد از مرگ
طبیب بر سر بالین خسته میآید
چه زخمه بود ندانم که چنگ پاس مرا
هنوز ناله ز تار گسسته میآید
ز نخل طور چه حاصل که در مشام مرا
شمیم عافیت از نخل بسته میآید
فریب سعی فصیحی مخور که کعبه وصل
به دلنوازی پای شکسته میآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات شاعر دربارهی درد، انتظار و امید میپردازد. شاعر از غم و اندوهی صحبت میکند که دلش را دربرگرفته و به موقعیتی طوفانی تشبیه میکند. او همچنین به ارتباط عمیق بین عشق و درد اشاره دارد، و میگوید که کسی که تجربهاش نکرده، نمیتواند درد عشق را درک کند. در ادامه به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میشود که با نالهها و رنجهای شاعر همراه است. شاعر به مرگ و یادآوری آن نیز میپردازد و از عمق زخمهایش حرف میزند. در نهایت، او به توهمات و اشتباهات در مسیر رسیدن به معشوق اشاره میکند و هشدار میدهد که با تلاشهای بیهوده، نمیتوان به وصال حقیقی دست یافت.
هوش مصنوعی: دل که تحت تأثیر غم و حزن قرار دارد، مانند موجی است که در میان طوفان سر میزند و به آرامی از روی مشکلات و دردها عبور میکند.
هوش مصنوعی: کسی که هرگز به کسی توجه نکرده و احساس دلسوزی نکرده، چطور میتواند بفهمد که قلب یک کسی که آسیب دیده، چه حالتی دارد؟
هوش مصنوعی: بیایید با تمام وجود شنوا باشیم، زیرا معشوق زیبا با نالههای «ارنی» پرده را کنار میزند و خود را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: اگر من به شهادت برسم، دوست دارم به دیاری بروم که بعد از مرگم، طبیب به سر بالینم بیاید و بر زخمهایم مرهم نهد.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه نوازش یا ضربهای بر من وارد شده است که هنوز صدای نالهای از تارهای گسسته ایجاد میشود.
هوش مصنوعی: از درختان طور چه فایدهای دارد وقتی که بوی خوش آرامش و آسایش از درختی که در مکان دیگری است به مشامم میرسد؟
هوش مصنوعی: فریب زیبایی کلمات را نخور؛ زیرا گاه عشق واقعی از جایی میآید که کمتر به آن توجه میشود و شاید حتی در وجود خودمان نشسته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز کوی عشق مَلَک دلشکسته میآید
مسیح میرود آنجا و خسته میآید
شهید ناوک آنم که چون رود به شکار
غزال قدس به فتراک بسته میآید
زمانه گلشن عیش که را به یغما داد
[...]
به پرسش من در خون نشسته میآید
چراغ طور به بالین خسته میآید
ز بس شکستگی از صفحه جهان شد محو
صدا درست ز جام شکسته میآید
زمانه سخت نگیرد گشادهرویان را
[...]
دلم ز کعبه نه محمل نشسته میآید
به دیر رفته و زنار بسته میآید
اگر به کوی تو تا حشر گوش اندازند
صدای شیشه عهد شکسته میآید
نسیم باغ محبت مگر وزید، که باز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.