مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید
وجود عشرت ما با عدم از یک شکم آید
اگر تسبیح سازد زاهد از خاک شهیدانش
به جای نام ایزد بر زبانش یاصنم آید
همه عمرم به مردن صرف شد کاین جان غم روزی
دلی صد ره برون از تن به استقبال غم آید
فصیحی تشنه مرگ است چندانی که عیدستش
چو ماه روزه گر از عمر او یک روز کم آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل میگوید که وجود و شادابیاش از اصل عدم برمیآید و بیان میکند که دنیای زهد و دینداری برخی، تنها به زبان میگذرد و در عمل چیزی متفاوت است. او به روح خود اشاره میکند که بهدلیل غم و اندوه، بارها از جسمش جدا شده است. در پایان، فصیحی به تشنگیاش برای مرگ اشاره میکند و آن را چون عید میداند، زیرا احساس میکند که با افزایش عمرش، چیزی بر دوش او کم میشود.
هوش مصنوعی: مقصود ما این است که از دل تاریکی و عدم، وجود ما بهوجود میآید. خوشی و خوشبختی ما از همین عدم و نبودن سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر زاهدی با خاک شهیدان تسبیح درست کند، به جای یاد خدا، نام بت را بر زبان میآورد.
هوش مصنوعی: تمام عمرم صرف مرگ شد، چرا که این زندگی پر از غم، هر روز بارها دلی را از تن خارج میکند تا با غم روبهرو شود.
هوش مصنوعی: شخصی که به زیبایی سخن میگوید و اهل بلاغت است، به قدری به مرگ علاقهمند است که در روز عید مانند کسی است که تمام ماه را روزه گرفته و فقط به فکر پایان روز است. اگر حتی یک روز از عمرش کم شود، احساس تشنگی به مرگ دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.