دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب
سوی خورشید آورد رو چون به سایه ز آفتاب
دل چو در گلشن فتاد از کوی او شد مضطرب
بر زمین خشک ز آنسان کوفتد ماهی ز آب
از خیال طره وی می طپم در بیخودی
چون کسی کز خواب آشفته جهد هر دم ز خواب
جانب هر کس کنی تعجیل الا سوی من
گرچه باشد عمر را با هر کسی یکسان شتاب
پاره کن دل را که نقش آن عذار آید برون
گل کشاده به بود گر غنچه باشد در نقاب
حلقه های زلفت از عارض همی تابند سر
مثل اهل کفر کز ایمان نمایند اجتناب
قطره خوی بر لبت بیش آردم در دل طرب
مزج آب آری فزون سازد نشاط اندر شراب
ساقی از جام لبالب زایلم کن هوش از آنک
به که هم مست خراب افتم درین دیر خراب
گر همی خواهی که هر دم معنی ای رو آردت
فانیا از خاک پای اهل معنی رو متاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در وصف عشق و اشتیاق به معشوق سروده شده است. شاعر به تأثیر فرشتهگون معشوق بر دل و جان خود اشاره میکند و بیان میکند که وقتی دلش به یاد او میافتد، به شدت مضطرب و بیقرار میشود، مانند ماهی که از آب دور شده است. او در عشق خود به بیخود بودن و دلباختگی اشاره کرده و همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با نمادهایی چون گل و غنچه، زلف و عارض، حال و هوای عاشقانهاش را توصیف میکند و در نهایت به لزوم ترک دنیا و توجه به معانی عمیقتر نسبت به دنیا اشاره میکند. در واقع، این شعر به زیبایی و دلباختگی در عشق و جستجوی معنای واقعی زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی دل از زیبایی چهره معشوق روشن میشود، به سوی خورشید هدایت میشود و مانند سایهای از تابش آفتاب دور میشود.
هوش مصنوعی: وقتی دل در باغی از زیباییها میافتد و به دلتنگی دچار میشود، همچنان که ماهی از آب خارج میشود و بر زمین خشک میکوبد، دل انسان نیز به شدت مضطرب و آشفته میشود.
هوش مصنوعی: من از خیال زیبایی او به شدت در حال هیجان و شوریدگی هستم، مانند کسی که از خواب بیدار شده و بیوقفه تلاش میکند تا از خواب آشفتهاش خارج شود.
هوش مصنوعی: به هر کسی که توجه کنی و برایش عجله کنی، جز من، این را بدان که عمر همه یکسان است و شتاب در کارها بیمورد است.
هوش مصنوعی: دل را پاره کن تا چهرهی زیبای تو نمایان شود. اگرچه گلها باز شدهاند و درخشاناند، ولی اگر غنچه هنوز در پوشش باشد، زیباییاش نمیدرخشد.
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و جذابیت موهای شخصی اشاره شده است که مانند حلقههایی به صورتش میپیچند. این تصویر از زیبایی به نوعی به افراد کافر اشاره میکند؛ کسانی که به جای ایمان، از زیباییها دوری میگذینند و از آن دوری میکنند.
هوش مصنوعی: من شادی و شوق را در دل دارم و میخواهم که قطرهای از وجودم بر لبهایت بیفزایم. این قطره میتواند شادی را بیشتر کند و نشاط را در شراب بیشتر نماید.
هوش مصنوعی: ای ساقی، با جام پر شراب من را مست کن، زیرا که بهتر از این نیست که در این خانقاه خراب ویران شوم و گیج و سرمست به خواب بروم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی هر لحظه معنایی تازه به تو نشان دهد، به دنبال اهل معنویت باش و از خاک پای آنان دور نشو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.