تو گشتی کج کلاه جمله شاهان
غلط گفتم که شاه کج کلاهان
چه حسنست اینکه خون هر که ریزی
نهد سر پیش رویت عذرخواهان
چو عشقت دعوی خونم نموده
دو چشم خونفشانم شد گواهان
زنخدانت چو یابم بر کنم دل
ز سیب روضه نی سیب سپاهان
ز هجرت خون رود از مردم چشم
به عشقم سرخ رو زین رو سیاهان
ز محرومی گناه خود نداند
چو ریزی خون خیل بیگناهان
به فانی بین که اندازند گاهی
نظر سوی گدایان پادشاهان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دردهای ناشی از آن پرداخته است. او از عشق میگوید که باعث ریزش خون دلش شده و چشمانش را پر از اشک کرده است. همچنین، به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و حسرت و اندوه ناشی از دوری از او را بیان میکند. شاعر به ظلمت و غمهای ناشی از هجرت و جدایی اشاره میکند و در نهایت به نگاهی به وضعیت اجتماعی و رابطه بین قدرت و افراد ضعیف اشاره میکند. این شعر نمایانگر عواطف عمیق انسانی و تضادهای اجتماعی است.
هوش مصنوعی: تو به نوعی از شاهان و فرمانروایان تبدیل شدهای که افکار و عقاید مختلفی دارند، اما من به طور اشتباه گفتم که تو از آن دسته شاهان هستی که کلاه کج بر سر دارند.
هوش مصنوعی: خوشا حال کسی که برای تو جان خود را فدای میکند و با سر فرود آمده از تو عذرخواهی میکند.
هوش مصنوعی: عشق تو ادعای خونریزی در دل من کرده است، به طوری که چشمانم از اشک به شدت میبارند و شاهدان این حال من هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که به زلف تو برسم، دلم از زیباییات خوشحال میشود، نه از زیبایی درختان سیب در باغ.
هوش مصنوعی: از درد دوری، اشک از چشمان مردم میریزد و در عشق من، چهرهام سرخ شده است، به همین دلیل سیاهپوشان.
هوش مصنوعی: کسی که از نعمتها محروم است، بیخبر از گناهان خود، مانند آن است که بیدلیل خون بسیاری از بیگناهان را بریزد.
هوش مصنوعی: به کسانی که بنا بر شرایط زندگیشان، به سوی فقرا و نیازمندان برمیگردند و نگاهی دارند، توجه کن؛ زیرا این افراد ممکن است روزی هم همانند پادشاهان زندگی کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بپوشید آن لوا را در صفاهان
بدانش تهنیت کردند شاهان
دو گونه تیر داری بر کف و چشم
سپیدان بعضی و بعضی سیاهان
بداندیشان رمند از تیر دستت
رمند از تیر چشمت نیک خواهان
اگر چون غمزه خود تیر سازی
[...]
زنی فرماندهست از نسل شاهان
شده جوش سپاهش تا سپاهان
مگر آن شاه را از کینه خواهان
پدید آمد یکی دشمن ز شاهان
گدایان بینی اندر روز محشر
به تخت ملک بر چون پادشاهان
چنان نورانی از فر عبادت
که گویی آفتابانند و ماهان
تو خود چون از خجالت سر برآری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.