گنجور

 
امیرعلیشیر نوایی

تو گشتی کج کلاه جمله شاهان

غلط گفتم که شاه کج کلاهان

چه حسنست اینکه خون هر که ریزی

نهد سر پیش رویت عذرخواهان

چو عشقت دعوی خونم نموده

دو چشم خونفشانم شد گواهان

زنخدانت چو یابم بر کنم دل

ز سیب روضه نی سیب سپاهان

ز هجرت خون رود از مردم چشم

به عشقم سرخ رو زین رو سیاهان

ز محرومی گناه خود نداند

چو ریزی خون خیل بی‌گناهان

به فانی بین که اندازند گاهی

نظر سوی گدایان پادشاهان

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

دو گونه تیر داری بر کف و چشم

سپیدان بعضی و بعضی سیاهان

بداندیشان رمند از تیر دستت

رمند از تیر چشمت نیک خواهان

اگر چون غمزه خود تیر سازی

[...]

سعدی

گدایان بینی اندر روز محشر

به تخت ملک بر چون پادشاهان

چنان نورانی از فر عبادت

که گویی آفتابانند و ماهان

تو خود چون از خجالت سر برآری

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه