گنجور

 
فلکی شروانی

تا به دل و جان مرا آفت جانان رسید

بس که ز جانان به من رنج دل و جان رسید

خاک ره از چشم من چشمه خوناب گشت

تا به من از باد غم آتش هجران رسید

تا لب من دور ماند از لب و دندان او

دل شد و جانم به لب از بن دندان رسید

هست به باغ بهار چون گل خندان رخش

در مه مهر از رخش مهر به سرطان رسید

او چو بهار و بهشت وز رخ رخشان او

فتنه به فصل خزان با گل و ریحان رسید

چهره او آفتاب چشمه حیوان لبش

چشم مرا زآن دو شکل آفت طوفان رسید

گرچه ز ظلمت رسید خضر به آب حیات

دوش به من ز آفتاب چشمه حیوان رسید

با رخ رخشان او گشت به شروان خجل

پرتو آن آفتاب کو ز خراسان رسید

ماه رخش چون بتافت از بن دندان او

بحر دو چشم مرا لؤلؤ و مرجان رسید

دوش خیالش به خواب کرد گذر بر دلم

عقل ولایت سپرد گفت که سلطان رسید

بود رسیده به جان درد دل ریش من

ریش به مرهم فتاد درد به درمان رسید

گفتمش ای از لبت لعل بدخشان خجل

بی لبت از چشم من خون به بدخشان رسید

شد بر دندان تو لؤلؤ عمان زآب

وز غم تو اشک من ز آنسوی عمان رسید

ای شده از هست من در طلب تو مرا

بس که بباید دوید تا به تو بتوان رسید

چون فلکی در جفا با (فلکی) طرفه نیست

گر (فلکی) را ز درد بر فلک افغان رسید

آنکه به ام ملوک نامه شاهی نوشت

نام تو سر نامه کرد چونکه بعنوان رسید

تا ز جهان در جهان خلق حکایت کنند

کز پس عهد فلان ملک به بهمان رسید

وارث اعمار خلق ذات مکین تو باد

کز تو به تمکین حق غایت امکان رسید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فلکی شروانی

روز طرب رخ نمود روزه به پایان رسید

رایت سلطان عید بر سر میدان رسید

خسرو شب سجده برد بر در سلطان روز

دوش ز درگاه او پشت به خم زآن رسید

بود به میدان عید پیکر خورشید گوی

[...]

مولانا

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید

دست بدار از طعام مایده جان رسید

جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست

قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید

لشکر والعادیات دست به یغما نهاد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
صوفی محمد هروی

آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید

وز غم هجران یار نعره به کیوان رسید

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
محتشم کاشانی

سرو خرامان من طره پریشان رسید

سلسلهٔ عشق را سلسله جنبان رسید

چاک به دامان رساند جیب شکیبم که باز

سرو قباپوش من برزده دامان رسید

چشم زلیخای عشق باز شد از خواب خویش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
نورعلیشاه

افسر سلطان گل جانب بستان رسید

لشگر دیماه را عمر بپایان رسید

چند فلک در چمن باز و بساط نشاط

بس ز دل بلبلان بر فلک افغان رسید

تا زندم همچو گل چاک بدامان جان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه