نگارینی که با ما مینپاید
به ما دلخستگان کی رخ نماید؟
بیا، ای بخت، تا بر خود بموییم
که از ما یار آرامی نماید
اگر جانم به لب آید عجب نیست
به حیله نیم جانی چند پاید؟
به نقد این لحظه جانی میکن ای دل
شب هجر است، تا فردا چه زاید؟
مگر روشن شود صبح امیدم
مگر خورشید از روزن برآید
دلم را از غم جان وا رهاند
مر از من زمانی در رباید
عراقی، بر درش امید در بند
که داند، بو که ناگه واگشاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به فقدان و انتظار اشاره دارد. شاعر از دوری معشوق مینالد و به بخت خود دعا میکند تا او را به وصال برساند. او به غم و دردهای عشق اشاره میکند و از اینکه جانش به لب رسیده است، تعجب نمیکند، زیرا در این مسیر دشوار، لحظات زندگی برایش بسیار مهماند. امید به روشن شدن صبح و رهایی از غم را به تصویر میکشد و میگوید که دلش به شدت برای دیدار یار میتپد و در انتظار معجزهای است که شاید روزی او را به وصل برساند.
هوش مصنوعی: آن یار زیبایی که با ما نمیماند، چگونه میتواند به دلشکستگانمان نشان دهد که چهگونه است؟
هوش مصنوعی: بیایید با هم به سرنوشت خود فکری کنیم، شاید از میان ما یاری پیدا شود که به ما آرامش بخشد.
هوش مصنوعی: اگر جانم به پایان نزدیک شود، عجیب نیست که با فریب و تدبیر، چندان مدتی زنده بمانم؟
هوش مصنوعی: این لحظه را با تمام وجود تجربه کن، ای دل، چون شب جدایی است و نمیدانی تا فردا چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: شاید روزی امیدهایم روشن شود و شاید خورشید از پنجره نورش را به زندگیام بتاباند.
هوش مصنوعی: دل من را از غم رهایی بده، زیرا مدت زمانی است که غم من را به اسارت گرفته است.
هوش مصنوعی: عراقی، در انتظار است که آیا درب امید باز خواهد شد یا نه، زیرا هیچکس نمیداند چه زمان این اتفاق خواهد افتاد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کجا وصفش به گفتن هم نشاید
که پس پیرامنش چیزی بباید
مهی ، کندر سمرقند از لب او
نبات مصر را جان می فزاید
اگر طوطی طبع جان فزاید
بشاخ شکر نابش گراید
بشولد مر طبق را بر طریقی
[...]
خر خمخانه را جودان بماندست
وگر ماندست جو کو تا بخاید
بسنگ هجو من دندان شکستست
که بی بیطار بیخش برنیاید
سرش از سهمناکی شد بانسان
[...]
ز هجران تو جانم میبرآید
بکن رحمی مکن کاخر نشاید
فروشد روزم از غم چند گویی
که میکن حیلهای تا شب چه زاید
سیهرویی من چون آفتابست
[...]
دلی ده کاو یقینت را بشاید
زبانی کافرینت را سراید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.