ای شکوه نیم ترکت را زفعت بی ریا
تارک نه ترک زنگاری گردون زیر پا
خاک درگاهت که گوئی رفعتست اندر سپهر
صحن دلخواهت که گوئی دانش است اندر صفا
مرتبت را آسمانی قادر است اندر زمین
مملکت را آفتابی واضح است اندر سما
تاب خشت پختهٔ صحنت که دولت را به دوست
با شکوه جنبش اجرام علو التجا
ز اقتباس سایه ات با مهر مستغنی کند
دیده ادراک را، ز آیینه گیتی نما
شاخ ترک نیم ترکت را کز آب لطف اوست
شاخ دولت تازه و برگ مکارم با نوا
ز التفات منزل دستور اعظم منزویست
جان دولت گویی اندر قوهٔ نشو و نما
صاحب عادل، پناه مملکت، صدر جهان،
حاتم ثانی، جهان معدلت، جان سخا
زبده دوران ضیاء الدین علی کز کلک اوست
آن باستحقاق و استعداد توفیق قضا
حل و عقد دولت دین گستر دنیا پناه
آب و تاب خنجر حق پرور گیتی گشا
ملجاء دولت وزیر ابن الوزیر ابن الوزیر
آنکه حشمت را روان بخشید و مدحت را بقا
رونق حکمش که بر دست فلک بست ارتعاش
جنبش کلکش که تعظیم هنر کرد اقتضا
ای سپهر ملک را رأی منیرت آفتاب؛
ای جهان جاه را خاک جنابت توتیا
تا ز صدر مسند دنیا و دین باشد نشان
ز آستان دین پناهت باد در عز و علا
صدر و مسند را کشوه و دهر و دوران را اثبات
ملک و ملت را نظام و دین و دنیا را ضیا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عظمت و شکوه یک شخصیت مهم و مملکتش میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری دیوانهکننده همچون «آسمانی» و «خورشید» به بیان مقام بلند این شخصیت و سلطنتش اشاره میکند. او از زیبایی و رفعت درگاه آن شخص سخن میگوید و به خاطر مهربانی و لطف او نسبت به مردم، از او به عنوان پناهگاه عدالت و مامن فضیلت یاد میکند. در نهایت، شاعر به امید حفظ نظم و کمال در دولت و زندگی بشر اشاره میکند و بر اهمیت دین و علم در حکومت تأکید دارد.
هوش مصنوعی: ای زیبایی بینظیر، درخشندگی تو مانند تافتهای است که از آسمان بر زمین فرود آمده، و این دنیای پر از زنگار و کثیفی را زیر پا گذاشتهای.
هوش مصنوعی: خاک درگاه تو به قدری ارزشمند و با عظمت است که میتوان آن را به آسمان تشبیه کرد و صحن دلخواه تو به گونهای است که مثل دانش و فهمی عمیق و پاک به نظر میآید.
هوش مصنوعی: رتبه و مقام باید در زمین از آسمان الهام گیرد، همانطور که در آسمان، خورشید روشنایی را به وضوح میتاباند.
هوش مصنوعی: خشتهای پخته و محکم حیاط تو مانند نشانی از قدرت و ثروت است که به دوست، زیبایی و عظمت میبخشد و باعث حرکت و شور در عالم میشود.
هوش مصنوعی: به واسطه وجود تو، چشمانم از تماشای دنیا بی نیاز میشود، گویی که تو خود آینهای از زیبایی و حقیقت هستی.
هوش مصنوعی: شاخ درخت ترک که از نعمت و لطف او رشد کرده است، نشانهای از تازهتری و روشنی آینده است، و برگهای آن به خوبیها و فضایل اشاره دارد.
هوش مصنوعی: با توجه به توجه و نگاه خاصی که به جایگاه و موقعیت زندگی میشود، میتوان گفت که روح و جان جایگاه رفیع و مقام عالیای دارد، گویا در قدرت و توانایی رشد و پرورش قرار دارد.
هوش مصنوعی: این فرد، کسی است که عدالت را در اختیار دارد، از کشور خود دفاع میکند و در مقام رهبری قرار دارد. او مانند حاتم طایی، که به سخاوت معروف است، در جهان به عنوان نماد فراجع و بخشندگی شناخته میشود.
هوش مصنوعی: بهترین فرد زمان، ضیاء الدین علی است که قلم او باعث شده تا شایستگی و ظرفیت رسیدن به موفقیت تقدیر را نشان دهد.
هوش مصنوعی: تدبیر و مدیریت امور دولت و دین، باعث گسترش دنیا و تامین امنیت میشود و در این راستا، قدرت و شجاعت حق را در بر خواهد داشت و کل جهان را به سمت بهروزی هدایت میکند.
هوش مصنوعی: پناهگاه و حمایت دولت، وزیر و نوادهی وزیر، کسی که شکوه را به حرکت درآورد و ستایش را پایدار ساخت.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف تاثیر و جذابیت قدرت قلم و هنر میپردازد. میگوید که وقتی قدرت و حکمت یک اثر بر سرنوشت و زندگی مردم تاثیر میگذارد، این اثر به گونهای میدرخشد که دیگران را به احترام وادار میکند و موجب تحولی عمیق در هنر و خلاقیت میشود. این تغییر و جنبش در هنر به دلیل توانایی و تاثیرگذاری خاص آن اثر است.
هوش مصنوعی: ای آسمان، روشنایی نظراتت همچون آفتاب بر ملک حاکم است؛ ای جهانی که مقام و منزلت تو مانند خاکی است که در برابر بزرگیات قرار دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مقام و منصب در دنیا و دین از تو دور نباشد، در آستانه دین، پناه و حمایت تو باشد و در عزت و رفعت قرار داشته باشی.
هوش مصنوعی: عزت و مقام را باید در دست گرفت و زمان و سالها را باید با قدرت و اقتدار مدیریت کرد. همچنین، برای ایجاد نظم در کشور و جامعه، نیاز به اصولی داریم و باید دین و زندگی را همواره روشن و پرنور نگه داریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عسکری شکر بود تو گو بیا می شکرم
ای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا
از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چم
گر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا
کشه بربندی گرفتی در گدائی سرسری
[...]
پادشا بر کامهای دل که باشد؟ پارسا
پارسا شو تا شوی بر هر مرادی پادشا
پارسا شو تا بباشی پادشا بر آرزو
کآرزو هرگز نباشد پادشا بر پارسا
پادشا گشت آرزو بر تو ز بیباکی تو
[...]
تا دل من در هوای نیکوان گشت آشنا
در سرشک دیده ام کرد این دل خونین شنا
تا مرا بیند بلا با کس نبدد دوستی
تا مرا بیند هوی با کس نگردد آشنا
من بدی را نیک تر جویم که مرد مرا بدی
[...]
شاعران بینوا خوانند شعر با نوا
وز نوای شعرشان افزون نمی گردد نوا
طوطیانه گفت و نتوانند جز آموخته
عندلیبم من که هر ساعت دگر سازم نوا
اندران معنی که گوید بدهم انصاف سخن
[...]
ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا
در جهانداری نباشد چون تو هرگز پادشا
از بشارتهای دولت وز اشارتهای بخت
شاه پیروز اختری و خسرو فرمانروا
پادشاهی یافته است از نام تو عز و شرف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.