زهی نوک کلک تو بحر معانی
زهی لفظ عذب تو عقد لالی
ز عفد لآلیت جان را مفرح
ز بحر معانیت دین را معالی
سپهر جلال تو ز اندیشه بر تر
حدود کمال تو زندیشه خالی
کمال تو از ذروه ی لا مکانی
جلال تو از عالم لایزالی
و گر بگذرد در ضمیر تو ملکی
حوادث شود منقطع زان حوالی
روان خرد عاجز آمد ز مدحت
که بس بی نظیری و بس بی همالی
ترا عمر بادا که خورشید گردون
کند پیش خورشید رویت هلالی
ترا حکم بادا که عقد تو زیبد
که در صحن دولت کند کو توالی
دگر تا شود پیش اهل تناسخ
جهان از دواوین اشعار خالی
بر اوراق دیوان گیتی مبادا
بجز مدحت عز دین بوالمعالی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهی ستایش یک شخصیت بزرگ و فرهیخته است که در آن شاعر ویژگیهای برجسته او را در کلمات زیبا و معنادار به تصویر میکشد. او به عمق معانی کلام این شخص و اثرگذاری آن بر جان و روان اشاره میکند و از جلال و کمال او سخن میگوید. شاعر میگوید که عقل و خرد در وصف این شخصیت عاجز است و او بینظیر و بیهمتاست. همچنین، او آرزو میکند عمر این شخصیت دراز باشد و نورش بیشتر از خورشید بدرخشد. در نهایت، از این مینویسد که اشعار و مدح او باید در تاریخ باقی بماند.
هوش مصنوعی: شگفتا که نوک قلم تو دریایی از معانی را به تصویر میکشد و چه نیکوست واژههای شیرین تو که همچون گوهری درخشان هستند.
هوش مصنوعی: از محبت و دوستی جان را شاد کن و از عمق مفاهیم دین، بهرهمندی و عزت را برای خود به ارمغان بیاور.
هوش مصنوعی: عظمت آسمان وجود تو فراتر از فکر و اندیشه است و تمام مرزهای کمال تو، از اندیشه خالی است.
هوش مصنوعی: عظمت و کمال تو از مرتبهای فراتر از مکان و زمان ناشی میشود، جایی که ویژگیهای برتر و جلال تو از دنیای بیپایان سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر در وجود تو یک عالم از حوادث به وجود آید، آن وقت از این محیط و شرایط جدا خواهد شد.
هوش مصنوعی: روان و فکر انسان از ستایش تو ناتوان مانده، زیرا تو چنان بینظیر و بیهمتا هستی که وصف تو ممکن نیست.
هوش مصنوعی: بگذار عمر تو همچون خورشیدی باشد که در آسمان، نور رویت را در پیش دارد و هلالی به زیبایی در کنار آن میدرخشد.
هوش مصنوعی: تو را دستور میدهم که پیوند و ارتباطت را حفظ کنی، زیرا که در عرصه قدرت و سلطنت، تو سزاواری آن را داری که ادامهدار باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا برای اهل تناسخ قرار گیرد، اشعار و نوشتهها از معانی و مفاهیم خالی خواهد شد.
هوش مصنوعی: بر روی برگههای دفتر زندگی، فقط نام و ثنای بزرگ عزالدین بوالمعالی ثبت شود و چیز دیگری نباشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غزالی شدم من ز عشق غزالی
ز بس ناله گشتم بکردار نالی
هوائی کشیدم بطمع هوائی
فراقی کشیدم بطمع وصالی
مرا هست زین درد روزی چو ماهی
[...]
بتا زهره آسمان جمالی
چو زهره به من بر تو فرخنده فالی
کنار تو خالی نباشد ز بربط
ز بربط نباشد بلی زهره خالی
از آن پس که بود اخترم درو بالی
سعادت بدو داد پری و بالی
همه لون و حالم نه این بود و گشتم
ز لونی بلونی ز حال بحالی
از این گونه گشت ست پرگار گردون
[...]
به فصل دی از برفهای پیاپی
فتاده ست در خانه ام قحطسالی
نه از گوشت چندان که آید به دندان
نه از هیمه چندان که سازم خلالی
نمیگشتم ار بنده زین نکته غالی
خدایش همی خواندم از بی مثالی
زهی ذوالجلالی که از ذوالجلالی
چو حیدر مقیم مقامی است عالی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.