بخش ۷۸ - درشکایت از آلایش به رنگ هستی و خود پرستی
تو ای قید هستی چه بندی مرا؟
که رنج دل مستمندی مرا
رها گر ز بند تو گردیدمی
به جز نیستی هیچ نگزیدمی
چه ستواری ای دل گسل بند من
تورا بگسلاند خداوند من
که از تست هر بد که آید مرا
ز بود تو هر فتنه زاید مرا
کسی کو؟ بسی سال و مه با تو زیست
ابر زندگانیش باید گریست
برو تا بیاسایم ازرنج ها
بیابم پس ازرنجها گنج ها
تویی رهزن دین و دنیای من
همی تازی از بهر یغمای من
تو دورم ز راه خدا می کنی
به بیگانگان آشنا می کنی
به اهل جهان و جهانم چه کار؟
به آنکس که خواهم مرا واگذار
برآنم که غیر ازتو ابلیس نیست
درآنجا که هستی تو ابلیس کیست؟
بدین گونه گر رهزنی ورد توست
تو استادی ابلیس شاگرد توست
نه آرام دارم ز دستت نه خواب
نه آسایش و صبر و نی توش و تاب
پی آنکه نانی ز خوانی خورم
بری آبرو چند برهر درم
به یکسو شو از راه من شرم دار
کزین پس نباشد مرا با تو کار
برو سوی آن کو خریدار توست
شب و روز مشتاق دیدار توست
یکی سوی دنیا پرستان بپای
که هست طلب نیست مرد خدای
تو نگذاری ای دشمن جان من
که تابد به من نور جانان من
تو زنگاری از آینه پاک شو
به یک سوی ازچشم ادراک شو
نیفزاید ازتو مرا دستگاه
تودانی که نبود اگر مدح شاه
نگویم به مدح کسی یک سخن
به تیغم ببرند اگر سر زتن
تو را از جهانداور دادرس
اگر خواهم از بهر اینست و بس
وگرنه جز او با کسم کارنیست
چو دانم جز اویم خریدار نیست
من و مدح شاهی که شاهنشهان
پرستندگانش به ملک جهان
من و آن خداوند را بندگی
که مهرش مرا داده فرخندگی
من و مهر آن زاده ی مصطفی (ص)
که هر درد را تربت او شفا
حسین آنکه فرمان دهد برقضا
دل و جان پیغمبر و مرتضی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از مولانا به توصیف رنج و دردهای انسانی میپردازد که به زنجیرهایی وابسته است که او را از خدا و حقیقت دور میکند. شاعر با تأکید بر این که وجود این زنجیرها باعث افتادن در فتنهها و مشکلات میشود، از خداوند میخواهد که او را رها کند. او به این نکته اشاره میکند که اگر از این زنجیرها آزاد شود، غیر از خاموشی و عدم وجود، چیزی نخواهد ماند.
شاعر از دل خویش میخواهد که از او جدا شود و به خداوند بسپارد تا آرامش پیدا کند. او همچنین به زندگی دنیوی و دنیاپرستان انتقاد میکند و تأکید دارد که در پی حقیقت و ارتباط با خداوند است، نه ثروت و شرف دنیایی. در نهایت، شاعر به عشق و بندگی خدا اشاره میکند و با ستایش از پیامبر اسلام و خاندان او، به جستجوی معنایی عمیقتر در زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: ای بندهایی که مرا گرفتار کردهاید، چه نوع قید و بندی بر من نهادهاید که رنج و عذابی برای دل بینوا و نیازمندم به وجود آوردهاید؟
هوش مصنوعی: اگر از قید و بند تو آزاد میشدم، جز نیستی چیزی نمیخواستم.
هوش مصنوعی: ای دل، چه نشستی و ناراحتی؟ خداوند من، تو را از این بندها آزاد کند.
هوش مصنوعی: از تو هر چیز بدی که به من برسد، نتیجه وجود توست و هر مشکلاتی که برایم پیش بیاید، از تو ناشی میشود.
هوش مصنوعی: کسی که سالها و ماهها با تو زندگی کرده است، وقتی میمیرد باید بر زندگیاش افسوس خورد.
هوش مصنوعی: برو که من نیاز دارم به استراحت تا از دردهایم آرامش بگیرم و پس از آن، از این دردها به گنجینههای ارزشمند دست پیدا کنم.
هوش مصنوعی: تو دزدی هستی که به دین و دنیای من آسیب میزنی و مدام در تلاش برای تصاحب چیزی از من هستی.
هوش مصنوعی: تو از من دوری و راه خدا را فراموش کردهای و به دیگران نزدیک میشوی.
هوش مصنوعی: من به مردم و زندگی دنیا چه کاری دارم؟ همه چیز را به کسی که میخواهم بسپارم.
هوش مصنوعی: من معتقدم که در جایی که تو حضور داری، هیچکس جز شیطان وجود ندارد. پس شیطان در واقع کیست؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در راه خیانت و فریب دیگران مهارت دارد، باید بداند که شیطان هم از او یاد میگیرد و او در واقع بر شیطان مسلط است.
هوش مصنوعی: من نه آرامش دارم از وجود تو، نه خواب و نه توانایی برای تحمل و صبر.
هوش مصنوعی: من به دنبال آن هستم که از سفرهای نان بخورم، ولی برای حفظ آبرویم از هر درهمی که دارم میگذرم.
هوش مصنوعی: کنار برو، از مسیر من دور باش و شرم کن، چون از این به بعد من با تو کاری ندارم.
هوش مصنوعی: به سمت کسی برو که همیشه به فکر توست و در هر لحظه انتظار دیدن تو را میکشد.
هوش مصنوعی: بخشی از دنیاپرستان را رها کن و مراقب باش، زیرا در آنجا خبری از حقیقت و طلب واقعی نیست. مردان خدا در پی چیزهای ارزشمند و معنوی هستند.
هوش مصنوعی: ای دشمن جان من، نمیگذاری که نور محبوبم بر من بتابد.
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که تو نیاز به پاکسازی و تغییر داری تا بتوانی حقیقت را بهتر ببینی و درک کنی. به سمت یک دید تازه و خالص حرکت کن.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا ارزش و منزلتی ندهی، همانگونه که اگر ستایشی از شاه نباشد، من نیز چیزی نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: من در مورد ستایش کسی چیزی نمیگویم، زیرا اگر حرفم را بزنم، ممکن است جانم را بگیرند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهم تو را از خدای جهان بگیرم، تنها به خاطر این است که تو را میخواهم و بس.
هوش مصنوعی: اگر او نباشد، با هیچکس دیگر کار ندارم؛ چون میدانم که جز او هیچکس به من اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: من و ستایش پادشاهی که پادشاهان دیگر او را در گیتی ارجمند میدارند.
هوش مصنوعی: من و آن خدای بزرگ را میپرستیم که محبتش به من خوشبختی بخشیده است.
هوش مصنوعی: من و عشق فرزند پیامبر (ص) هستیم که هر دردی را خاک او درمان میکند.
هوش مصنوعی: حسین کسی است که به سرنوشت فرمان میدهد و روح و قلب پیامبر و علی را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.