هرجای که رفتیم و به هرسو که دویدیم
غیر از تو در آیینهٔ آفاق ندیدیم
بس بادیه گشتیم و بدیدیم در آخر
تو همره ما بودی و بیهوده دویدیم
بیهوده نگشتی تو اسیر نگه ما
دام از مژه ی چشم به راه تو تنیدیم
بوی دل پر خون به مشام آمدی از وی
در باغ جهان هر گل نورسته که چیدیم
دل خون شد و از دیده برون رفت و جگر سوخت
تا قطره ای از باده ی عشق تو چشیدیم
مهر تو به عالم نفروشیم که او را
با گوهر جان ای دُر یکدانه خریدیم
الهامی اگر پیرو مایی قدمی نِه
با ما که به سرمنزل مقصود رسیدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این سطرها به جستجوی عشق و معشوق خود میپردازد و بیان میکند که هرجا رفتهاند و هرچه تلاش کردهاند، جز معشوق در آفاق چیزی نیافتهاند. آنها سفرهای زیادی کرده و تجربههای زیادی کسب کردهاند، ولی در نهایت متوجه میشوند که معشوق همیشه همراهشان بوده است. عشق به معشوق چنان عمیق بوده که حتی وقتی دلشان به درد آمده، با ذرهای از عشق او آرام میگیرند. شاعر به این باور رسیده که عشق را با هیچ چیز دیگری عوض نمیکند و اگر سرنخی از معشوق داشته باشند، به مقصود نهایی خود که همان رسیدن به عشق است، خواهند رسید.
هوش مصنوعی: هر جا که رفتیم و هر سمتی که دویدیم، جز تو در آینهٔ هستی چیزی ندیدیم.
هوش مصنوعی: ما مدت زیادی در سفر و گشتوگذار بودیم و در پایان فهمیدیم که تو در همه جا همراه ما بودهای و این تلاشهای ما بیفایده بوده است.
هوش مصنوعی: تو بیهوده خودت را گرفتار نگاه ما نکن، زیرا ما در انتظار تو با مژگان چشمانمان دام ساختهایم.
هوش مصنوعی: بوی دل خونی به مشامم رسید، از آن باغ جهانی که هر گل جوانی را چیدیم.
هوش مصنوعی: دل ما پر از غم شد و اشک از چشمانمان سرازیر گشت، و قلبمان به درد آمد تا اینکه توانستیم حتی یک قطره از شراب عشق تو را بچشیم.
هوش مصنوعی: ما عشق و محبت تو را به هیچ چیزی در دنیا نمیفروشیم، زیرا تو را با وجود ارزشمند خود خریدیم و به همین خاطر، تو برای ما بسیار با ارزش و بینظیری.
هوش مصنوعی: اگر تو پیرو ما هستی، قدمی به سوی ما بردار، زیرا ما به مقصد مورد نظرمان رسیدهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
آن جای که ابرار نشستند نشستیم
وان راه که احرار گزیدند گزیدیم
گوش خود و گوش همه آراسته کردیم
[...]
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
بس . . . ن غلامان نکو روی دریدیم
شلوار عروسان زره زلف گشادیم
بر گنبد ترکان پریچهره خزیدیم
بس گنده مغلوک کهن را یله کردیم
[...]
سر جمله بدانید که در عالم پاداش
آنها که درین راه بدادیم بدیدیم
ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنّة للَّه که بمقصود رسیدیم.
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
بسیار درین بادیه شوریده برفتیم
بسیار درین واقعه مردانه چخیدیم
گه نعرهزنان معتکف صومعه بودیم
[...]
خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم
والله که نشانهای قَرویِ دهِ یارست
آن نرگس و نسرین و قرنفل که چریدیم
از ذوق چراگاه و ز اشتاب چریدن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.