گنجور

 
ابن یمین

کاشکی با اینهمه محنت که من دارم ز غم

روز آخر خود نکردی با من این بد گوهری

محنت دوران و رنجوری و درد بیکسی

فرقت احباب و تنهائی و غربت بر سری