عزیزی مرا گفت بر گو چه حالست
که تنها بسر میبری روزگاری
نه روزت بمجلس در آید حریفی
نه شب در شبستان بود غمگساری
بدو گفتم ای نازنین یار مشفق
ازین ره منه بر دل خویش باری
مصاحب نباید مگر بهر راحت
چو زو رنج یابی نیاید بکاری
گرفتم گل و مل شدند اهل عالم
ز من بشنو اوصاف این هر دو باری
مجرب شدست این که باری سرانجام
ز گل زخم خاری و از مل خماری
مرا سایه همسایه الحق تمام است
گرم در جهان ناگزیرست یاری
که از من بشادی و غم بر نگردد
نخیزد میان من و او غباری
جهانرا کسی گر بغربال بیزد
بسر بر نیاید چو او راز داری
چو ابن یمین ذوق اینحال دانست
گرفت از میان خلایق کناری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، عزیزی از شاعر میپرسد که حالش چگونه است و چرا روزگار را تنها سپری میکند. شاعر پاسخ میدهد که مصاحبت نباید فقط برای راحتی باشد و اگر از دوستی رنج ببری، فایدهای ندارد. او سپس به توصیف گل و مل (شیرینی و تلخی) میپردازد و میگوید که تجربهاش نشان داده که گل میتواند زخم خاری به همراه داشته باشد و مل نیز خماری به بار میآورد. شاعر تاکید میکند که در این جهان نیاز به همدم دارد، کسی که در شادی و غم همراهش باشد و بین آنها فاصلهای نیفتد. در نهایت، شاعر به یاد ابن یمین میافتد که به تنهایی انتخاب کرده و از دیگران فاصله گرفته است.
هوش مصنوعی: دوستی از من پرسید حال و روزم چطور است که در تنهایی میگذرانم.
هوش مصنوعی: نه در روز کسی برای رقابت به مجلس میآید و نه در شب کسی در میخانه وجود دارد که غمها را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: به او گفتم ای دوست مهربان، از این راه بر دل خود باری نگذار.
هوش مصنوعی: دوست و همزبان باید کسی باشد که در کنار او آسایش پیدا کنی، وگرنه اگر از او رنج بکشی، هیچ نفعی نخواهی برد.
هوش مصنوعی: من گلی را گرفتم و اهل دنیا به خاطر این موضوع شاد و خوشحال شدند. حالا از من بشنوید دربارهی ویژگیها و صفات این دو گل.
هوش مصنوعی: این تجربه نشان میدهد که هر کار و زحمتی، سرانجامی دارد؛ از زخمهای ناشی از گل یا خمی که به خاطر سرخی میافتد.
هوش مصنوعی: سایه همسایه برای من به راستی کافی است؛ زیرا در این دنیای پرچالش، یاری و حمایت از طرف او لازم و حتمی است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که من در شادی و غم هستم، بین من و او حس بدی به وجود نیاید و هیچ فاصله یا کدورتی بین ما ایجاد نشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد که به طور ظالمانه حقایق دنیا را بپوشاند یا آنها را پنهان کند، هرگز نمیتواند به اندازه یک رازدار واقعی به اهدافش برسد.
هوش مصنوعی: ابن یمین به خوبی احساسات و حالات این دنیا را درک کرد و از میان مردم، جایگاهی خاص برای خود انتخاب کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه نیکو سخن گفت یاری به یاری
که تا کی کشم از خُسُر ذل و خواری
دل من همی جست پیوسته یاری
که خوش بگذراند بدو روزگاری
شنیدم که جوینده یابنده باشد
به معنی درست آمد این لفظ باری
بتی چون بهاری به دست من آمد
[...]
ایا دیده تا روز شبهای تاری
بر این تخت سخت این مدور عماری
بیندیش نیکو که چون بیگناهی
به بند گران بسته اندر حصاری
تو را شست هفتاد من بند بینم
[...]
بتی را که بودم بدو روزگاری
جدا دارد از من بد آموزگاری
نداند غم و درد هجران یاران
جز آن کازموده است هجران یاری
اگر هرکسی طاقت هجر دارد
[...]
ز فردوس با زینت آمد بهاری
چو زیبا عروسی و تازه نگاری
بگسترده بر کوه و بر دشت فرشی
کش از سبزه پو دست وز لاله تاری
به گوهر بپیراست هر بوستانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.