تا توانی ضمان مشو کس را
کاولش بر دهد پشیمانی
و اوسط آن بود ملامت خلق
و آخر اندر غرامتش مانی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تا توانی ضمان مشو کس را
کاولش بر دهد پشیمانی
و اوسط آن بود ملامت خلق
و آخر اندر غرامتش مانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به اهمیت انسانیت و وجدان در رفتار با دیگران اشاره میکند. او توصیه میکند که هرگز به کسی ضمانت ندهیم چرا که این کار ممکن است به پشیمانی و ملامت دیگران منجر شود. در نهایت، افراد باید مراقب عواقب اعمال خود باشند و از مشکلات ناشی از ضمانت و بر عهده گرفتن مسئولیت دیگران دوری کنند.
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی، ضامن کسی نباش. چرا که ممکن است بعد از اینکه بدعهدی کرد، از این کار پشیمان شوی.
هوش مصنوعی: در وسط کار، انسان با انتقاد و قضاوت مردم مواجه است و در نهایت، در دردی که به دنبال آن است، باقی میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هست اندر جهان جسمانی
عافیت ملکت سلیمانی
لیکن اندیشهای لقمانی
داد از آن نخوتش پشیمانی
نفی کردی سه رکن ایمانی
قدرت وعلم و حشر جسمانی
گفته اندش به چشم او مانی
بسته زنار ازان سلیمانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.