گنجور

 
ابن یمین

الهی بهنگام پیری مرا

تمنای نفس جوانان مده

میفکن بسختی و دشواریم

گشاده کن آسان ز کارم گره

جهانی سراسر پر از دون شدست

چه آن مه که هستند از ایشان چه که

ندارم سر کدیه زین سفلگان

بگردن درم بارشان بر منه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

یکی پادشا بود در نیمروز

که از داد دیدی بزرگی و روز

بگنج اندرش ساخته خواسته

بجنگ اندرش لشکر آراسته

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
عیوقی

کنم آه ازین چرخ گردنده آه

که عیشم تبه کرد و روزم سیاه

تو بدرود باش ای گرانمایه در

که من تن سپردم به خاک سیاه

مبادا به تو بر تبه عیش و عمر

[...]

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از عیوقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه