ای باد صبحدم گذری کن ز روی لطف
بهر من شکسته محزون ممتحن
سوی جناب آصف ثانی علاء دین
کز راه رتبت اوست سلیمان این زمن
دستور دین پناه محمد که رأی اوست
در ضبط ملک بر صفت روح در بدن
آنصاحبی که با نفس خلق فایحش
باشد سیاهروی جهان نافه ختن
گر باشدت مجال که گوئی حکایتی
این یکسخن بعرض رسان از زبان من
کای مفتی شرایع احسان روا بود
کابن یمین ز بهر تو ببرید از وطن
کشتی بخشگ راند و خدام آنجناب
غرق بحار جود تو یکسر زمرد و زن
آری اگر رواست تو مخدوم و حاکمی
ور نارواست پس نظری سوی او فکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بادی میخواهد که به سمت آصف ثانی (سلطان) بوزد و به او خدمت کند. او از حالتی شکسته و غمگین سخن میگوید و به جایگاه و مقام آصف اشاره میکند که در آن مقام، سلیمان، پیامبر بزرگ، هم از اوست. شاعر همچنین به دستور دین پناه محمد اشاره دارد و از اهمیت حاکمیت و اخلاق در حفظ سلطنت و ملک سخن میگوید. او از حاکم میخواهد که توجهی به او و حالش کند و میگوید اگر او حاکم و بزرگمنشی است، باید به مردم کمک کند و اگر نه، به آصف نگاه کند. در نهایت، شاعری از خطای حاکم نیز سخن میگوید و از وی میخواهد که در تصمیمگیریهایش با احتیاط عمل کند.
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، لطفی کن و به من که دلشکسته و غمین هستم، نگاهی بینداز.
هوش مصنوعی: به سمت آصف دوم علاءالدین، که به خاطر مقام و رتبتش، سلیمان از این زمان است.
هوش مصنوعی: آیین و قوانین دینی که پیامبر اکرم (ص) تعیین کردهاند، بر این اساس است که حاکمیت و حکومت باید با روح و نفس انسانها همخوانی داشته باشد.
هوش مصنوعی: دوستی که از خلق و خوی نامناسب خود آگاه نیست، مانند کسی است که در تاریکی زندگی میکند و نمیتواند زیباییهای جهان را ببیند.
هوش مصنوعی: اگر فرصتی داشته باشی که داستانی را بگویی، این یک سخن را از زبان من به شما منتقل کن.
هوش مصنوعی: ای فقیه که احسان را مجاز میدانی، بدان که بن یمین (شخصیتی در تاریخ یا ادبیات) برای تو از وطنش بریده و رفته است.
هوش مصنوعی: کشتی که خوب از آن سمت عبور کرد، و خدمتگزاران آن حضرت در دریاهای بخشش تو غرق شدند و تمام چیزهایی که از این نعمتها به دست آمده، به مانند سنگهای قیمتی است.
هوش مصنوعی: اگر این وضعیت درست است و تو ارباب و قدرت داری، پس رفتار کن. اما اگر نادرست است، به فکر دیگری باش و به او توجه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن
گفتا یکی شکفته گلست و یکی سمن
گفتم در آن دو زلف شکن بیش یا گره
گفتایکی همه گره است و یکی شکن
گفتم چه چیز باشد زلفت در آن رخت
[...]
کردم تهی دو دیده بر او من چنانک رسم
تا شد ز اشکم آن ز می خشک چون لژن
من کرده پیش جوزا، وز پس نبات نعش
اینهم چو باد بیزن و آنهم چو با بزن
ای گلبن روان و روان را بجای تن
پیش آر جام و تازه کن از راح روح من
زان می که رنگ و بوی تقاضا کند ازو
د رکوهسار لاله و در باغ یاسمن
خمری که مشک خفته و بیدار در دو حال
[...]
زیرا که نیست از گل و از یاسمن کمی
تا کم شدهست آفت سرما ز گلستان
تا باد ماه آبان بگذشت در چمن
شد زرد و پر ز گرد به اندر چمن چو من
چون تخته های زرین بر نیلگون پرند
برگ چنار ریخته از باد در چمن
بر شاخ نار نار کفیده نگاه کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.