ای بسا فیلسوف کارآگاه
که بمردی ببرد کار از پیش
چون رسیدش زمان آنکه خورد
نوش دولت زدش نحوست نیش
وی بسا غافل زمانه که یافت
حظ وافر ز بخت بیش از پیش
نیست نکبت ز غفلت مردم
نیست دولت ز فکر دور اندیش
چون چنین است عاقلان دانند
که کسی را نخواسته است بخویش
تیرها را غرض بود قربان
تا که را راست میرود از کیش
نرهد کس بعقل ازین دریا
سر کشتی نزد کسی به سریش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی بیثباتی سرنوشت و تأثیرات غفلت و عقل در زندگی انسانها میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که برخی از فیلسوفان و افراد باهوش ممکن است در برابر چالشها شکست بخورند، در حالی که افرادی دیگر، که شاید کمتر در فکر و تأمل باشند، از بخت و اقبال بیشتری برخوردار شوند. نکبت و بدبختی نتیجه غفلت است، و افراد با فکر دوراندیش میدانند که کرامت و کمال را نباید تنها به خود نسبت داد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عقل و هوش در زندگی مهم است، اما همه چیز به یک نقطه معین و مشخص بستگی ندارد.
هوش مصنوعی: بسیاری از فیلسوفان و متفکران در تلاشند تا حقیقتی را کشف کنند، اما ممکن است در این مسیر به ناکامی دچار شوند و به نتیجهای نرسند.
هوش مصنوعی: زمانی که او به موقعیت خوشبختی و کامیابی رسید، بدیها و شومیها هم به سراغش آمدند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در دنیای امروز از نعمتهای زیادی بهرهمند میشوند و شانس خوبی در زندگی خود دارند، حتی اگر از وضعیت واقعی خود غافل باشند.
هوش مصنوعی: نقص و بدبختی ناشی از بیخبری و غفلت مردم است و سعادت و موفقیت به خاطر تفکر عمیق و آیندهنگری به دست میآید.
هوش مصنوعی: از آنجا که این موضوع مشخص است، افراد باهوش میدانند که کسی به حقیقت به کسی دیگر علاقهای ندارد.
هوش مصنوعی: تیرها به سوی هدفی شلیک میشدند تا مشخص شود که چه کسی به راستی به دین و آیین خود پایبند است.
هوش مصنوعی: هیچ کس با عقل سلیم به این دریا آب نمیزند و کسی هم با سرِ پرشور به این وادی نمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کاروان شهید رفت از پیش
وآن ما رفته گیر و میاندیش
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
توشهٔ جان خویش ازو بربای
[...]
که بود جاهش از دگر کس بیش
داردش شه عزیز و خاصه خویش
کوش تا آن نفسکه آید پیش
نشود از تو فوت ای درویش
دوش در ره نگارم آمد پیش
آن به خوبی ز ماه گردون بیش
گشته از روی و زلف خونخوارش
خاک گلرنگ و باد مشک پریش
چون مرا دید ساعتی از دور
[...]
تا سلیمان ز نقش خاتم خویش
مُهر من بر چه صورت آرد پیش؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.