آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع
در چار میخ طبع گرفتار دیدمش
چون نقطه تا نهاد قدم در میان کار
سرگشته گرد خویش چو پرگار دیدمش
وقتست اگر چو سایه نشیند بگوشه ئی
ز آنک آفتاب بر سر دیوار دیدمش
حاجت بگلشنش نبود چون ز روی و موی
بشکفته شنبلید و سمنزار دیدمش
با اینهمه چو ابن یمین گرچه مجرم است
واثق بعفو شامل دادار دیدمش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و تفکرات عمیق خود اشاره میکند. او دلش را در جستوجوی آزادی و رهایی از بندها میبیند، اما در عین حال متوجه میشود که در تنگنای عشق گرفتار شده است. او تصویر زیبایی از معشوقش ارائه میدهد و میگوید که با وجود گناهکار بودن، به بخشش و رحمت خداوند امیدوار است. در کل، این شعر به تم های عشق، آزادی، و امید به بخشش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: دل من که همیشه آزاد و بیقید بود، اکنون در دام خواستهها و طبیعت خود گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که نقطه قدمش را در وسط کار گذاشت، خود را مانند یک پرگار دید که در اطرافش میچرخد و سرگردان است.
هوش مصنوعی: وقتی که وقتش برسد، اگر مانند سایهای در گوشهای بنشیند، به این دلیل است که آفتاب را بر روی دیوار دیدهام.
هوش مصنوعی: او به خاطر زیبایی و لطافت چهره و موی محبوبش به گلشنی که در آن زندگی میکند، نیازی ندارد و تنها با دیدن باغی پر از گل و خوشبو به یاد او میافتد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ابن یمین خطاکار است، اما به رحمت و بخشش فراگیر خداوند امیدوار است و من او را چنین دیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.