مدتی شعر بهر گونه که آمد گفتم
لفظ و معنیش بدانسان که پسندد همه کس
غزل از روی هوس بود و قصائد ز طمع
نه طمع ماند کنون در دل تنگم نه هوس
بر مراثی و هجا نیز گرایش نکند
بر دل افشاندنم از فکرت تاریک قبس
زین پس ای ابن یمین دام طمع باز مکن
عنکبوتی ز تو لایق نبود بهر مگس
صحت و وجه معاش و همه اسباب بکام
ناسپاسی مکن انصاف بده اینت نه بس
بنشین فارغ و تیمار منه بر دل از آن
که چو شاهان نبود موکبت از پیش وز پس
شکر شکر ز طوطی روان باز مدار
دو سه روزی که بماندست درین تیره قفس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ملاحظات و احساسات درونی خود میپردازد. او از بیان شعر به شیوهای که همه پسند باشد سخن میگوید و از اینکه غزلها و قصایدش تنها بر مبنای هوس و طمع سروده شدهاند، ابراز نارضایتی میکند. شاعر حالا دیگر نه هوس دارد و نه طمع، و به موضوعاتی مثل مراثی و هجا توجهی نمیکند. او از ابن یمین میخواهد که دیگر به دنبال طمع نباشد و در عوض بر صحت و وجه معاش تمرکز کند. در نهایت، شاعر به وضعیت خود و دلبستگیهای دنیویاش مینگرد و به اهمیت شکرگزاری و بیتوجهی به مشکلات اشاره میکند، زیرا زندگی ممکن است کوتاه و گذرا باشد.
هوش مصنوعی: مدتی شعر را به هر شکلی که پیش آمد گفتم، واژهها و معناهایش را طوری انتخاب کردم که برای همه قابل قبول باشد.
هوش مصنوعی: غزلها به خاطر خواستههای زودگذر سروده شده و اشعار بلند به خاطر آرزوها و تمنیات بودند. حالا دیگر هیچ کدام از این احساسات در دل من جایی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر دلش به سراغ مرثیهخوانی و هجو نرود، من نمیتوانم از افکار تاریک خودم بگویم و افکارم را در دل خود بپرورانم.
هوش مصنوعی: از این به بعد، ای پسر یمین، دیگر به فکر دامنزدن به آرزوهایت نباش؛ زیرا تو از آن دسته نیستی که بتوانی مانند عنکبوت، برای مگسها تله بسازی.
هوش مصنوعی: در زندگی به خوبی و راحتی نیاز داریم و نباید به خاطر عدم قدردانی دیگران از آنچه داریم، خود را ناراحت کنیم. درست رفتار کن و انصاف را رعایت کن، زیرا کافی نیست که تنها به چیزهای مادی فکر کنیم.
هوش مصنوعی: به آرامی بنشین و نگران دل خود نباش، زیرا مانند شاهان نمیتوانی از محبوبیت و قدرتی که دیگران دارند، بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که میتوان شکر (محبت و زیبایی) را از طوطی زیبا و گویا شنید، اما نباید او را برای مدت طولانی در قفس تیره نگه داشت؛ زیرا او به زودی به دلتنگی و ناراحتی میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درگه خلق همه زرق و فریبست و هوس
کار درگاه خداوند جهان دارد و بس
هر که او نام کسی یافت ز آن درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش از کس
بندهٔ خاص ملک باش که با داغ ملک
[...]
بنده خاص ملک باش که با داغ ملک
روزها ایمنی از شحنه و شبها ز عسس
هر که او نام کسی یافت، از این درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش ز کس
بلبل گلشن قدسم شده از جور فلک
بیگنه بسته زندان و گرفتار قفس
آمده روضه فردوس برین مانده بجای
گل سیراب و سمن ساخته از خار و ز خس
نه چو بلبل منم آن سدره نشیمن شهباز
[...]
عشق داریم بدیدار تو ایجان بهوس
نکنم از غم دیدار تو جاویدان بس
مردم دیده عشاق تو را می بینم
روشن است از مه رخسار تو چشم همه کس
عشق دریاست بر او هر دو جهان کف باشد
[...]
شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
در شب تار بود شهد مسلم ز مگس
در حرامی است اگر باده نشاطی دارد
دختر رز به حلالی نشود قسمت کس
نفس را غفلت دل باعث جرأت گردد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.