ای دل آخر ترا که باد هوس
بر تن زار ناتوان باشد
کی توانی نهاد روی براه
چون گه کوچ کاروان باشد
خود گرفتم سبک روان گشتی
بارت ایدل چو بس گران باشد
چون کنی کی رسی بمقصد خویش
خاصه کاین راه بیکران باشد
لیکن ار خوی نیک همره تست
قطع این ره بیک زمان باشد
هر که میزان گران رکاب کند
اندرین ره سبک عنان باشد
هر فطیری که پخته ئی همه عمر
توشه راه توهم آن باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع سفر و تلاش در زندگی میپردازد. شاعر به دل خود میگوید که با وجود مشکلات و بارهایی که بر دوش دارد، چگونه میتواند به مقصد برسد. او به سبکروحی که باید در زندگی داشته باشد اشاره میکند و یادآوری میکند که اگر نیت و اخلاق خوبی داشته باشد، میتواند در این راه دشوار به هدفش برسد. همچنین، به این نکته توجه میکند که کسی که بار سنگینی بر دوش دارد، نمیتواند به راحتی حرکت کند و باید با شکیبایی و عقل در این مسیر گام بردارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که آنچه در زندگی به دست میآورد، نتیجه تلاش و پختگی اوست.
هوش مصنوعی: ای دل، بالاخره تو را چه شده است که خیالات و آرزوهایت، بر جسم ناتوان و رنجور تو فشار میآورد؟
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به راحتی قدم روی زمین بگذارد، وقتی که در آن لحظه، کاروان در حال حرکت باشد.
هوش مصنوعی: من خودم را سبک و رها کردم، اما تو با بار سنگین خود دلتنگ شدی، چون وقتی بار سنگین میشود، کارها دشوارتر میشوند.
هوش مصنوعی: هرگاه بخواهی به هدف خود برسی، باید دقت کنی که این مسیر بسیار طولانی و بیپایان است.
هوش مصنوعی: اما اگر خوی نیک در کنار تو باشد، قطعاً این مسیر به مدت طولانی ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: هر کسی که به تلاش و سختکوشی بپردازد و در مسیری پرچالش گام بگذارد، در نهایت با تدبیر و آرامش به پیش میرود.
هوش مصنوعی: هر گلی که در طول عمر خود میچینی، در واقع همان میوه تلاشها و زحمات توست که در مسیر زندگیات به کار میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مجلس شاه را چنان باشد
که بدن را لطیف جان باشد
هر چه گویی گر آنچنان باشد
صفت عشق غیر از آن باشد
رنگ عاشق چو زعفران باشد
هرکه عاشق بود چنان باشد
روی فارغدلان به رنگ بود
رنگ غافل چو ارغوان باشد
قاصد عشق او ز ره چو رسید
[...]
دلبرم تا ز من نهان باشد
جوی خون بر رخم روان باشد
ور نهان باشد او زمن چه عجب
کوچوجانست و جان نهان باشد
یار بی خوی خوش نکو ناید
[...]
غم چو می راحتِ روان باشد
چون رضای تو در میان باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.