گنجور

 
ابن یمین

شاعرانی که پیش ازین بودند

گر ز منشان بجاه برتری است

این نه تنها ز شعر دان که مرا

با یکایک درین برابری است

اینزمان نیز شاعران هستند

که تو گوئی که هر یک انوری است

لیک پیوسته با هنرمندان

رسم گردون دون ستمگری است

من گرفتم عطاردم بهنر

کو هنر را کسی که مشتری است

تا بنزدیک اهل عصر کنون

مرد بلجی فروش جوهری است

زین پس ابن یمین تو از گل و مل

گر مسیحی طلب کنی خری است

پی کن اسب فصاحت از پی آنک

رسم ابناء دهر خرخری است

بیتکی حسب حال من بشنو

که ترا زان عظیم یاوری است

نیست اندر زمانه محمودی

ورنه هر گوشه صد چو عنصری است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شیخ بهایی

ای بروی تو هر که را نظری است

خاک پای تو هر کجا که سری است

گر زند دم زخاک پای تو باد

نشنوی قول آن که دربدری است

دل که دروی حدیث غیر گذشت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از شیخ بهایی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه