|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او با شنیدن صفات معشوق مجذوب او میشود و حتی بدون دیدن او، به یادش صبرش را از دست میدهد. شاعر با احساس شگفتی به این فکر میکند که اگر روزی معشوق را ببیند، چه احساسی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: من از ویژگیها و صفات تو شنیدم و عاشق شدم، بدون اینکه چهرهات را دیده باشم.
هوش مصنوعی: صبری که در دلم بود، به خاطر یاد تو بیدار شد. حالا با دیدن چهرهات، چه حالتی در من ایجاد خواهد شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی نره گوری زده بر درخت
نهاده بر خویش گوپال و رخت
چو خورشید بفکندی از چرخ رخت
شدی سست و لرزان بجای آن درخت
گرانمایه نوشاد بربست رخت
بپیمود ره سوی مرغ و درخت
زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت
ولی بی مروت چو بی بر درخت
خنک آنک در سایة این درخت
برد زآفتاب محالات رخت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.