گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

نه هر گیاه که در باغ رست شمشادست

نه هر درخت که پیر است سرو آزادست

نه هر که را لب چون شکرست شیرینست

نه هر که کوه تواند برید فرهادست

هزار فکر دقیقست فکر بکر اینجا

نه هر که لوح تواند نبشت استادست

نه هر که صومعه دارد شقیق بلخی شد

نه هر که صوف بپوشد جنید بغدادست

رقیب ابن یمین را چه میکنی انکار

جزالت سخن عذب او خدا دادست