دهن غنچه وشت پسته خندان منست
لب شکر شکنت نیک بدندان منست
پای بند سر زلفین چو زنجیر تو شد
دل دیوانه وشم چون نه بفرمان منست
هست دلبستگی جان بسر زلف تو زان
که نمودار سرو کار پریشان منست
مردم از فرقت جانان و عجب نیست از آنک
زنده بیجان نتوان بودن و او جان منست
کشته عشق وی از زنده جاوید به است
درد کز وی رسدم مایه درمان منست
گفتمش یوسف مصری تو ز بس غنج و دلال
گفت کاین منقصت حسن فراوان منست
از سر زلف من اینک دل صد یوسف عهد
بند بر پا زده در چاه ز نخدان منست
گفتمش آیتی از مصحف خوبی رخ تست
گفت خود مصحف خوبی همه در شان منست
شیر گردون نگرد ابن یمین گر شنود
زو که خاک کف پای سگ دربان منست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از جذابیتهای ظاهری او، از جمله لبهای شیرین و زلفهای معلق، سخن میگوید. او احساس عاشقانهاش را بیان کرده و کنایه از این دارد که دلبستگی به این زیباییها برایش امری اجتنابناپذیر است. شاعر همچنین میگوید که زندگی بدون این عشق ممکن نیست و دردهای ناشی از عشق بیش از شادیهاست. در پایان، او به عظمت معشوق اشاره میکند و میگوید که تمام حسنها در وجود او نهفته است و حتی خاک پایش هم برایش ارزشمند است.
هوش مصنوعی: آب دهان غنچه مانند دهن گل پسته، شاداب و خندان است. لبهای من به شیرینی شکر، لطیف و زیبا هستند.
هوش مصنوعی: دل دیوانهام مانند زنجیری به دستانت گره خورده است، اما چرا به فرمان من نیست؟
هوش مصنوعی: دلبستگی من به زندگیام به خاطر زلفهای توست، زیرا تو نشاندهنده زیبایی و آرامش من هستی.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر جدایی از محبوبشان حیرتزده هستند و جای تعجبی نیست اگر کسی بدون وجود او زنده بماند، چون او جان من است.
هوش مصنوعی: عشق او سبب کشته شدن من شد، اما این مرگ از زندگی ابدی بهتر است. چرا که از این درد ناشی از عشق، بهبود و شفا مییابم.
هوش مصنوعی: به او گفتم که تو مانند یوسف مصری هستی، به خاطر زیبایی و طنازیات. او پاسخ داد که این زیبایی و جذابیت، چیز معمولی و زیادی در من است.
هوش مصنوعی: از موی من، اینک دل صد نفر به یوسف (زیبایی) که پیمان بستهاند، در چاهی که از نخودان من است، بر پا زدهاند.
هوش مصنوعی: به او گفتم که نشانی از کتاب زیباییهای چهرهات نشان بده. او گفت که تمام زیباییها و خوبیها در وصف من وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر شیرِ گردون، که به معنی پادشاه و قدرت است، بفهمد که خاک پای سگ دربان من ارزش و مقام بالایی دارد، بیتردید به آن اهمیت خواهد داد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که لعل لب تو آبخور جان منست
تو اگر آن منی هر دوجهان آن منست
آب دریا ننشاند پس ازین شعله او
گربآتش رسد این سوز که درجان منست
بتمنای وصال تو بسی سودا پخت
[...]
آتشی کز غم هجران تو بر جان منست
ز آن شرر در دو جهان ناله و افغان منست
دردم ار هست ز هجر تو نگارا دانم
لب جان بخش بتم مایه ی درمان منست
چون بدیدم سر زلفین تو گفتم ای دل
[...]
ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
سرو من ماه رخت شمع شبستان منست
می کند حال مرا هجر تو بد وصل تو خوش
هجر تو درد من و وصل تو درمان منست
دل اسیر قد و جان مست می لعل تو شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.