گنجور

 
ابن یمین

گر نور روی روشنت افتد بر آینه

از زنگ تیره می نشود دیگر آینه

ور آینه به پیش رخ چون مه آوری

گردد مصور از رخ تو جان در آینه

در روی آینه چو تبسم کنی بلطف

گردد صدف مثال پر از گوهر آینه

میخواست تا شود بصفا همچو روی تو

صد سوز و تاب یافت ز آهنگر آینه

روی تو آینه است و خطت عنبر ترست

نگرفت هیچکس چو تو عنبر در آینه

از آب حسن سبزه دمیدست بر گلت

زنگ آورد هر آینه چون شدتر آینه

ابن یمین چو آینه دل با تو صاف کرد

آخر دلش بجو که بود در خور آینه

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خاقانی

ما فتنه بر توایم و تو فتنه بر آینه

ما رانگاه در تو، تو را اندر آینه

تا آینه جمال تو دید و تو حسن خویش

تو عاشق خودی ز تو عاشق‌تر آینه

از روی تو در آینه جان‌ها شود خیال

[...]

نجم‌الدین رازی

مافتنه بر تویم تو فتنه بر آینه

مارا نگاه درتو ترا اندر آینه

تا آینه جمال تو دید و تو حسن خویش

تو عاشق خودی ز تو عاشق‌ترآینه

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نجم‌الدین رازی
مولانا

* * *

ما عاشقیم بر تو، تو عاشق بر آینه

ما را نگاه بر تو، ترا اندر آینه

از دود آه خویش، جهان را سیه کنم

تا هیچ صیقلی نکند دیگر آینه

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
اهلی شیرازی

ای عکس از آفتاب ترا همبر آینه

کس را چه حد که تیز بیند در آینه

چون عکس خود در آینه بینی و لب گزی

او هم ز دیدن تو گزد لب در آینه

عیسی نماید از فلک آبگینه رنگ

[...]

صائب تبریزی

ای روی چون بهشت ترا کوثر آینه

رخسار آتشین ترا مجمر آینه

در جلوه گاه حسن تو چون پرده های چشم

افتاده است بر سر یکدیگر آینه

آیینه سیر چشم ز نقش مراد شد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه