صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن
بر دل ما ز خرمی در ز بهشت باز کن
گر چه که ناز کرده ئی ای بت نازنین من
نیک خوش آیدم ز تو باز در آی و ناز کن
ز آنچه بود زیادتی دست ز آب رز بشوی
وز خبثات آرزو پاک شو و نماز کن
صوم و صلوه نافله گر چه ستوده طاعتیست
شاید اگر نباشدت نان بده و نیاز کن
باز سپید عقل را دیده چنین چه بسته ئی
تا بهوای دل رسی دیده باز باز کن
بلبل خوشنوا چنان در قفس از زبان بود
دم مزن و نشیمن از دست شهان چو باز کن
ابن یمین اگر ترا آرزوی سلامتست
رو در آرزوی دل بر رخ خود فراز کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در آغاز صبح از ساقی میخواهد که مجالس شاد و خوشی را بر پا کند و دلها را با خرمی بهشتی تازه کند. او به معشوق نازنین خود اشاره میکند و از او میخواهد که با ناز و لطافتش به جمع برگردد. شاعر توصیه میکند که از درخواستهای بیهوده و آرزوهای ناخوشایند دست بردارند و به نماز و دعا توکل کنند. او همچنین به واقعیتهای زندگی اشاره دارد و از ضرورت توجه به عقل و دل سخن میگوید. در نهایت، شاعر از عشق و آرزوی سلامت خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه بیشتری کند.
هوش مصنوعی: صبح که روشن شد، ای ساقی، مهمانی صبحانه را برپا کن و با شادیات دل ما را شاد کن، تا از لطافت و خوشی بهشتی را در دل ما باز کنی.
هوش مصنوعی: هرچند تو زیبا و دلربا شدهای، ای معشوق نازنین من، من از این که دوباره به دلم نزدیک شوی و به ناز و عشوهگری ادامه دهی، بسیار خوشحال میشوم.
هوش مصنوعی: از آنچه که زیاد است، دست بردار. آب را با گل و کثافت آلوده نکن و از خواستهها و آرزوهای ناپاک پاک شو و نماز بخوان.
هوش مصنوعی: اگرچه روزه و نمازهای اضافی کارهای نیکی هستند، اما ممکن است ضروریات زندگی مانند نان و نیازهای اولیه اهمیت بیشتری داشته باشند.
هوش مصنوعی: عقل تو مانند یک پرنده سفید است که به خاطر آرزوی دل، چشمانت را بسته است. حالا آن چشمانت را باز کن تا بتوانی دوباره به دنیای واقعی برگردی.
هوش مصنوعی: بلبل خوشصدا در قفس میخواند و از زندگی و آزادی خود افسرده است. او به گونهای احساس و درد خود را بیان میکند که گویا زبانش نمیتواند از معشوقش بگوید. اگر میخواهی او را درک کنی، باید به او و شرایطش توجه کنی و راهی برای رهاییاش پیدا کنی.
هوش مصنوعی: اگر برای سلامتی تو آرزویی دارد، بر روی آرزوی دلش تمرکز کن و به آن اولویت بده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جان دوست مطربا، نوای عشق ساز کن
هزار رخنه بر دلم ز نغمه ی حجاز کن
به یاد زلف آن صنم فسانه را، دراز کن
تو نیز ساقیا گره ز زلف خویش باز کن
شور مخالفین بپا بنگر و احتراز کن
پا ز عراقیان بکش رو به سوی حجاز کن
یا بنشین ز مرحمت همره دوست راز کن
ای گل تازه یک نفس پرده ز چهره باز کن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.